اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج5

فلسفه و عرفان، هیئت و نجوم، ادبیات

49٬869
مطلع انوار

جلد پنجم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و مقالات مؤلّف در موضوعِ «فلسفه و عرفان»، «هیئت و نجوم» و «ادبیات» می‌باشد که با بیان برخی حقایق بدیع و کشفِ مباحث دقیق خصوصاً مباحث فلسفی و عرفانی، چراغی راهگشا برای اهل علم و فضل، و متخصصینِ علوم نامبرده خواهد بود.  اهم مباحث این مجلّد:  • مباحث فلسفی و عرفانی شاملِ:«رساله حکماء اسلام»؛ تحقیقی مختصر در دفاع از حکمت و فلسفه و ذکر علماء و فقهایِ مایل به فلسفه؛ همچنین «رساله‌ای در حقیقت فناء فی الله» که مزیّن به تعلیقات نفیسِ مرحوم معلّق بوده و از شاهکارهای مباحث فلسفی این دو بزرگوار است؛ و دیگر مباحث متنوعِ فلسفی و عرفانی.  • مباحث هئیت و نجوم و علوم غریبه؛ مشتمل بر یادداشتهایی در تاریخ علمِ هئیت و نجوم و برخی جزئیات آن.  • مباحث ادبیات عرب؛ مشتمل بر نکاتی در امور ادبی؛ صرف، نحو، لغت و بلاغت، و ذکر برخی ضرب‌المثل‌ها و اغلاط مشهوره.

سرای جاوید

مطلع انوار ج5

207
  • 1

    1. نه! اینکه گفته‌اند مجرّد است مرتبه أعلای از نفس را خواسته‌اند آنها اراده کنند، و آن ذات نفس است که از آن ذاتِ نفسْ إشراقات می‌شود به قوای آن [و فِعل] انسان پیدا می‌شود؛ پس نفس انسان اتّحاد با همه آنها دارد. ـ این [بیان و ترجمه] عبارت حاجی بود.
      امّا صدرالمتألّهین در اسفار می‌گوید که: 
      نفس ناطقۀ انسان مقام و درجه معلوم ندارد، و در وجود یک حدّ خاصّی ندارد؛ به خلاف سایر موجودات. سایر موجودات: یا موجودات طبیعی هستند، یا موجودات نفسی هستند، یا موجودات عقلی (موجودات عالم مادّه، موجودات عالم برزخ، موجودات عالم وهم، عالم عقل)؛ هر کدام از آنها یک مقام معلوم و یک درجۀ مشخّصی دارند. امّا نفس انسان این‌طور نیست، دارای مقامات و درجات متفاوتی است؛ نشئاتی را طیّ می‌کند سابق بر این عالم، و نشئاتی را لاحق بر این عالم؛ و از برای نفس انسان در هر مقامی، یک عالَم خاصّی است و یک صورتِ خاصّی است. یعنی نفس انسان یکجا می‌تواند برود به أعلی علییّن مثلاً، یکجا می‌تواند برود به أسفل السّافلین. عالم عقل است، عالم نفس است، عالم طبع است، تمام اینجاها را طیّ می‌کند و حَدّی ندارد که ما برای نفس معیّن کنیم. 
      خیلی عبارت عجیبی می‌گوید مرحوم ملاّصدرا! این اصل عبارت ملاّصدرا است، در کجا؟ در اسفار.
      امّا در کتاب مبدأ و معاد که ملاّصدرا نوشته، در اصل چهارم از اصولی را که بیان می‌کند، در مقاله ثانیّه که در معادِ جسمانی است، بیان می‌فرماید؛ اصل چهارم را این‌طور برای ما بیان می‌کند ـ و این بیان خوب توضیح همین مطلبی را می‌دهد که در أسفار است ـ می‌گوید:
      آقاجان! وحدت شخصیّه (وحدت شخصیّه، که ما به یک موجود می‌گوئیم واحد شخصی) این وحدت شخصیّه، در هر شیئی ‌بر وُتیرِه و سیاقِ واحد نیست، و در درجه واحد نیست. وحدت شخصیّه در موجوداتِ جواهرِ مجرّده یک حکمی دارد و وحدت شخصیّه در جواهر مادّیه یک حکم دیگر دارد. جسمِ واحد شخصی (جسم‌های خارجی) این محال است که اوصاف متعدّدی در او جمع بشود و أعراض متعدّد و متقابلی بر او عارض بشود؛ مثلاً یک جسم خارجی هم سیاه باشد در عین اینکه سیاه است، سفید هم باشد، هم سعید باشد و هم شقیّ، هم لذّت ببرد و هم دردش بیاید، هم بالا باشد هم پائین باشد، هم دنیا باشد هم آخرت باشد. اجسام خارجی نمی‌شود دارای این صفات متضاد باشد، چرا؟ می‌فرماید:
      ”و ذَلِکَ لِضیقِ حَوصِلَة ذاتِهِ و قَصْرِ رِدائِهِ الوُجودِیّ عن الجَمعِ بَینَ الأُمورِ المُتِخالِفَة؛ چون اصلاً 
/ 536