
مطلع انوار ج5
فلسفه و عرفان، هیئت و نجوم، ادبیات
جلد پنجم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و مقالات مؤلّف در موضوعِ «فلسفه و عرفان»، «هیئت و نجوم» و «ادبیات» میباشد که با بیان برخی حقایق بدیع و کشفِ مباحث دقیق خصوصاً مباحث فلسفی و عرفانی، چراغی راهگشا برای اهل علم و فضل، و متخصصینِ علوم نامبرده خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد: • مباحث فلسفی و عرفانی شاملِ:«رساله حکماء اسلام»؛ تحقیقی مختصر در دفاع از حکمت و فلسفه و ذکر علماء و فقهایِ مایل به فلسفه؛ همچنین «رسالهای در حقیقت فناء فی الله» که مزیّن به تعلیقات نفیسِ مرحوم معلّق بوده و از شاهکارهای مباحث فلسفی این دو بزرگوار است؛ و دیگر مباحث متنوعِ فلسفی و عرفانی. • مباحث هئیت و نجوم و علوم غریبه؛ مشتمل بر یادداشتهایی در تاریخ علمِ هئیت و نجوم و برخی جزئیات آن. • مباحث ادبیات عرب؛ مشتمل بر نکاتی در امور ادبی؛ صرف، نحو، لغت و بلاغت، و ذکر برخی ضربالمثلها و اغلاط مشهوره.
مطلع انوار ج5
611
- تذکّر این نکته بجاست: پس از طی مباحث توحیدی بین علمین: علاّمه طباطبائی و مرحوم علاّمه والد ـ قدّس سرّهما ـ و اصرار علاّمه طباطبائی بر محال بودن فناء اعیان ثابته و عدم پذیرش فناء ذاتی برای اولیاء الهی و عرفاء کمّلین، بالأخره مرحوم والد با ذکر شواهد و قرائن و توضیح مجملات، مرحوم علاّمه طباطبائی را ملزم به پذیرش فناء اعیان ثابته نمودند؛ که با ذکر اعتقاد و التزام به تشخّص خارجی وجود و نفی تشکیک در مراتب وجود این پذیرش را ابراز نمودند. و در همان مجلس اخیر که این بنده راقم سطور نیز شرف حضور داشتم با اعتراف به حقیقت فناء ذاتی برای اولیای الهی، مرحوم والد را موجب هدایت و بصیرت خویش نسبت به مراتب کشف و تجرّد دانسته و فرمودند: «خداوند شما را وسیلهای برای هدایت و راهنمائی ما قرار داد.»
و اکنون که این حقیر به ذکر و توضیح این مسأله پرداختهام، مصادف با روز یکشنبه سیام شهر رمضان المبارک سنه یک هزار و چهارصد و سی هجری قمری میباشد، بعد از ظهر خواب مختصری نمودم و در عالم رؤیا مشاهده کردم که: در منزل مسکونی خویش واقع در عتبۀ مقدّسه کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها میباشم، و گویا مرحوم والد ـ رضوان الله علیه ـ از این پلههای زیاد به طبقه بالا رفت و آمد داشتهاند. در این وقت مرحوم علاّمه طباطبائی در حالیکه بدون عبا در وسط پلهها ایستاده بودند مرتّب دستان خود را بر جای پا و قدمهای علاّمه والد میکشیدند و آن را بر سر و صورت و سینه خود میمالیدند.
من بسیار متعجّبانه به این همه عظمت و تواضع و خلوص مینگریستم، و در دل ایشان را تحسین میکردم، و به حال ایشان غبطه میخوردم، و برای ابراز این مطلب من نیز دستهای خود را به جای پا و قدمهای استاد علاّمه طباطبائی میکشیدم و بر سر و بدن خود میمالیدم که یک مرتبه ایشان مرا از استمرار آن برحذر داشته و مانع گشتند و از خواب بیدار شدم. رحمة الله علیهما رحمة واسعة. ﴿لِمِثۡلِ هَٰذَا فَلۡيَعۡمَلِ ٱلۡعَٰمِلُونَ﴾ (سوره الصّافّات (٣٧) آیه ٦١)، ﴿إِنَّ ٱللَهَ مَعَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَواْ وَّٱلَّذِينَ هُم مُّحۡسِنُونَ﴾ (سوره النّحل (١٦) آیه ١٢٨). (معلّق)]
*ـ روح مجرّد، ص ١٩٢، تعلیقه:
«مرحوم صدوق در کتاب توحید باب نفی المکان و الزّمان و الحرکة عنه تعالی ص ١٧٨ و ١٧٩؛ و مرحوم ملاّ محسن فیض در کتاب وافی، ج ١، از طبع حروفی اصفهان، مکتبۀ الإمام أمیرالمؤمنین علیه السّلام، در ابواب معرفة الله، بابُ إحاطتِه بکلِّ شیء، ص ٤٠٣؛ و مرحوم مجلسی در کتاب بحارالأنوار، طبع حروفی، ج ٣، در کتاب توحید، باب ١٤: نفی الزّمان و المکان و الحرکة و الانتقال عنه تعالی، ص ٣٢٧، حدیث ٢٧؛ و این دو نفر از توحید صدوق، و صدوق از علی بن احمد بن محمّد بن عمران دَقّاق، از محمّد بن أبیعبدالله کوفی، از محمّد بن إسماعیل برمکی، از علی بن عبّاس، از حسن بن راشد، از یعقوب بن جعفر
- تذکّر این نکته بجاست: پس از طی مباحث توحیدی بین علمین: علاّمه طباطبائی و مرحوم علاّمه والد ـ قدّس سرّهما ـ و اصرار علاّمه طباطبائی بر محال بودن فناء اعیان ثابته و عدم پذیرش فناء ذاتی برای اولیاء الهی و عرفاء کمّلین، بالأخره مرحوم والد با ذکر شواهد و قرائن و توضیح مجملات، مرحوم علاّمه طباطبائی را ملزم به پذیرش فناء اعیان ثابته نمودند؛ که با ذکر اعتقاد و التزام به تشخّص خارجی وجود و نفی تشکیک در مراتب وجود این پذیرش را ابراز نمودند. و در همان مجلس اخیر که این بنده راقم سطور نیز شرف حضور داشتم با اعتراف به حقیقت فناء ذاتی برای اولیای الهی، مرحوم والد را موجب هدایت و بصیرت خویش نسبت به مراتب کشف و تجرّد دانسته و فرمودند: «خداوند شما را وسیلهای برای هدایت و راهنمائی ما قرار داد.»
