اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج5

فلسفه و عرفان، هیئت و نجوم، ادبیات

49٬869
مطلع انوار

جلد پنجم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و مقالات مؤلّف در موضوعِ «فلسفه و عرفان»، «هیئت و نجوم» و «ادبیات» می‌باشد که با بیان برخی حقایق بدیع و کشفِ مباحث دقیق خصوصاً مباحث فلسفی و عرفانی، چراغی راهگشا برای اهل علم و فضل، و متخصصینِ علوم نامبرده خواهد بود.  اهم مباحث این مجلّد:  • مباحث فلسفی و عرفانی شاملِ:«رساله حکماء اسلام»؛ تحقیقی مختصر در دفاع از حکمت و فلسفه و ذکر علماء و فقهایِ مایل به فلسفه؛ همچنین «رساله‌ای در حقیقت فناء فی الله» که مزیّن به تعلیقات نفیسِ مرحوم معلّق بوده و از شاهکارهای مباحث فلسفی این دو بزرگوار است؛ و دیگر مباحث متنوعِ فلسفی و عرفانی.  • مباحث هئیت و نجوم و علوم غریبه؛ مشتمل بر یادداشتهایی در تاریخ علمِ هئیت و نجوم و برخی جزئیات آن.  • مباحث ادبیات عرب؛ مشتمل بر نکاتی در امور ادبی؛ صرف، نحو، لغت و بلاغت، و ذکر برخی ضرب‌المثل‌ها و اغلاط مشهوره.

سرای جاوید

مطلع انوار ج5

65
  •  آقای کیوان سمیعی گفته‌اند: این قطعه از حلاّج می‌باشد:

  • ١. أنا أنَا أنت أم هذا إلهین؟!***حاشای حاشای مِن إثباتِ إثنَینِ
  • ٢. هویّتی لَکَ فی لائِیَّتی أبَدًا***کلٌّ عَلی الکُلِّ تَلبیسٌ بِوَجهَینِ
  • ٣. فَأینَ ذاتُکَ عَنّی حَیثُ کُنتُ أرَی***فَقَد تَبَیَّنَ ذاتی حَیثُ لا أینی
  • ٤. و نورُ وجهک معقودٌ بناصیتی***فی ناظر القلب أو فی ناظر العینِ
  • ٥. بَینی وَ بَینَکَ إنّیّی یُنازِعُنی***فَارفَع بِلُطفِکَ إنّیّی مِنَ البَینِ1
  • * * *

  • ١. واللهِ ما طَلَعَتْ شَمسٌ وَ لا غَرُبَتْ***إلّا ذکرُکَ مَقرونٌ بِأنفاسی
  • ٢. وَ لا جَلستُ إلی قَومٍ اُحَدِّثُهُم***إلّا وَ أنتَ حَدیثی بَینَ جُلّاسی
  •  

    1. ـ [ترجمه این ابیات در الله شناسی، ج ٢، ص٢٧٣ این‌چنین آمده است: 
      «١. من ذاتم و حقیقتم تو هستی، یا آنکه من من، و تو تو هستی، و بنابراین دو تا إله و معبود است؟! نه، دور است از من، دور است از من، که دو تا اصل و حقیقت و إله و معبود را اثبات کنم!
      ٢. هویّت و انّیّت من از آن تو می‌باشد، که در عدم صرف و نیستی محض من همیشه درآمده است. تمام حقیقت وجود و ثبات و اصالت تو، در تمام واقعیّت نیستی و عدم محض من برآمده است؛ و لهذا از دو وجهه اشتباه حاصل شده است: وجهۀ اصل و حقیقت وجود تو، و وجهۀ مجاز و واقعیّت عدم و فنا و نیستی من!
      ٣. پس هر کجا که می‌نگرم، ذات تو را در وجود خودم چگونه و کجا می‌توانم متحقّق بدانم، در حالی‌که واضح و هویدا گشته است که ذات من آنجا است که اصلاً مکانی و محلّی و قراری برای من موجود نیست.
      ٤. آری، نور سیما و وجه تو می‌باشد که بر پیشانی من گره خورده و استوار شده است؛ در چشم دل و بصیرت من، و یا در چشم بصر و دیدگان حسّی من.
      ٥. انّیّت و هستی من است که میان من و میان تو منازعه درافکنده است؛ پس تقاضا دارم تا با لطف خودت انّیّت و هستی مرا از میانه برداری!» (محقّق)]
/