جلد هفتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «فقه و اصول» میباشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف و مرحوم معلّق است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی فقهی و اصولی خواهد بود. مهمترین مباحث این مجلّد: • کیفیت تطهیر اشیاء و لوازم بیمارستان، وجه شهادت به ولایت در اذان و اقامه، عدم جواز فتک و ترور، مباحثی در باب ولایت و حکومت • رسائلی پیرامونِ حرمت غناء، حرمت بازی با شطرنج، حرمت ربا، جواز حق التألیف، عدم جواز قضاوت زنان، استحباب اکیدِ مهرالسنة، جواز طواف به دور قبور اهل بیت علیهمالسلام • مباحثی در فقه اهل سنت و نقد و بررسی آن. • مباحثی در اصول فقه و قواعد فقهیه؛ همچون بررسی احادیث «مَنْ بَلَغ»، و بررسی «حدیث رفع»؛ و دیگر مطالب متنوّع فقهی و اصولی. • و همچنین برگزیده برخی کتب فقهی و اصولی.
مطلع انوار ج7
46علی بحثه و اجتهاده.“
و اختلف السّنّة فیما بینهم، فقال الشّافعیّ بمَقالة الإمامیّة (اللُّمَع لأبیإسحاق الشّیرازیّ الشّافعیّ).»
صفحة ٨٩: «و علی أیّةِ حالٍ، فمَن نسب إلی جمیع السّنّة القولَ بالتّصویب، فقد اشتبه، کما اشتبه الغزالی فی نسبته إلی الإمامیّه القولَ بأنّ المجتهد المخطئَ آثم.»
حرمت کذب بر خدا و رسول عند الشّیعة، و جوّز جماعةٌ من العامّة تأییدًا للدّین و الشّریعة
[الشیعة و التشیّع] صفحة ٩٠: «و لا نعرف فِرقةً من المسلمین تشدّدت فی تحریم الکذب بعامّةٍ و علی الله و الرّسول بخاصّةٍ کالإمامیّة؛ فإنّهم حکَموا بخروج مستحلِّه من الإسلام، و أخذوا الصّدقَ فی تحدید الإیمان. فلقد رَوَوا عن أئمّتهم أخبارًا تجاوزت حدّ التّواتر:
أنّ الإیمان أن تُؤثِرَ الصّدقَ و إن ضَرَّک علی الکذب و إن نَفَعَک.1
و اختصّوا دون سائر الفرق بالقول: ”إنّ تعمُّدَ الکذب علی الله أو رسوله من المُفطرات، و إنّ علی هذا الکاذب القضاءَ و الکفّارةَ.“ و بالغ جماعةٌ منهم، حیث أوجَبوا علیه أن یکفِّر بالجمع بین عتق رقبةٍ، و صیام شهرین متتابعین، و إطعام ستّین مسکینًا.
و غریبٌ أن یُنسبَ إلی الإمامیّة هذا المنقول: استحلال الکذب علی رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم، مع أنّه جاء فی کتب السّنّة أنفسِهم: ”أنَّ جماعةً منهم تعمّدوا وضعَ الأحادیث علی لسان رسول الله، و احتجّوا بأنّهم یکذبون تأییدًا لدینه،
- نهج البلاغة (عبده)، ج ٤، ص ٢٤١، با اختلاف.

