
مطلع انوار ج10
مباحث تاریخی، سیاسی ـ اجتماعی
جلد دهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعات «تاریخ سیاسی ـ اجتماعی اسلام» و «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» میباشد که گردآوری چنین مجموعهای جهت آشنایی با ابحاث سیاسی ـ اجتماعی اسلام برای متخصصین و علاقمندان مزید فایده خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول در موضوع «ابحاث تاریخی» شامل مباحثی از «حکومتها و نهضتها» اعم از حق و باطل (از قبیل حکومت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و خلفای ثلاثه) و نشو و نما، کیفیت رویکار آمدن و چگونگی مواجۀ آنها با جامعۀ اسلامی، میباشد. همچنین از موضوع «تشیّع و کیفیتِ گسترش آن در بلاد» و «اماکن خاص و زیارتگاهها» مطالبی نقل شده است. • بخش دوم در موضوع «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» به نقل مطالبی در مباحثی چون «رهبری و تشکیل حکومت اسلامی» و «جنایات و خیانتهای استعمار» پرداخته شده است. • همچنین در این بخش عین متن نامۀ ارسالیِ علامه طهرانی به رهبر کبیر انقلاب (ره) آمده است که در موضوع پیشنویس قانون اساسی بوده و حاوی نکاتی بدیع و ظرائفی دقیق در خصوص تدوین و اصلاح قانون اساسی میباشد.
مطلع انوار ج10
103[قطع المیرة عن اهل الشّام]
قطع المیرة عن اهل الشّام:
(قال:) و ذکروا أنّ علیًّا دعا زَحْر بن قَیْس فقال له: ”سِرْ فی بعض هذه الخیل إلی القُطْقُطانة، فاقْطَعْ المِیرةَ عن معاویة؛ و لا تقتل إلّا مَن یَحِلّ لک قتلُه، و ضَعِ السَّیفَ [موضعه].“
فبلَغ ذلک معاویةَ فدعا الضحّاکَ بن قَیس، فأمَره أن یلقی زَحرَ بن قَیس فیُقاتله؛ فسَار الضحّاکُ فلقِیَه زَحرُ، فهزَمه و قتل من أصحابه و قطَع المِیرةَ عن أهل الشّام، و رجَع الضحّاکُ إلی معاویة مُنهزِمًا.
پیروی اهل شام از معاویه بیچون و چرا، و پیروی اهل کوفه از حضرت در صورت فهمیدن دلیل
فجمع معاویةُ النّاسَ فقال: ”أتانی خبرٌ من ناحیةٍ من نواحیّ، أمرٌ شدیدٌ!“ فقالوا: ”یا أمیرالمؤمنین، لسنا فی شیءٍ ممّا أتاک، إنّما علینا السّمعُ و الطّاعة.“
و بلغ علیًّا قولُ معاویة و قولُ أهل الشّام، فأراد أن یَعلَم ما رأیُ أهلِ العِراق، فجمَعهم فقال: ”أیّها النّاس، إنّه أتانی خبرٌ من ناحیةٍ من نواحیّ.“ فقال ابنُ الکوّاء و أصحابه: ”إنّ لنا فی کلّ أمر رأیًا، فما أتاک فأطْلِعْنا علیه، حتّی نُشیر علیک!“
فبکَی علیٌّ، ثمّ قال: ”ظفَر والله ابنُ هندٍ باجتماع أهل الشّام له، و اختلافِکم علیَّ! والله لیَغلبنَّ باطلُه حقَّکم! إنّما أتانی أنّ زَحرَ بن قَیس ظفَر بالضحّاک و قطع المیرةَ، و أتی معاویةَ هزیمةُ صاحِبه، فقال: یا أهل الشّام، إنّه أتانی أمرٌ شدیدٌ! فقلّدوه أمرَهم، و اختلفتم عَلیَّ.“
فقام قَیسُ بن سَعد فقال: ”أما والله لنحن کنّا أولیٰ بالتّسلیم من أهل الشّام!“»1
صفحة 109: «”ثمّ صِرتما رسولَی رجلٍ من الطُّلقاء لا تَحِلّ له الخلافةُ.“2 ففشا
- . همان، ص 95.
- . از جمله کلام عبدالرّحمن بن عثمان است به أبوهریره و أبودرداء در وقت مراجعت آن دو نفر از نزد امیرالمؤمنین علیه السّلام به سوی معاویه.
