
مطلع انوار ج10
مباحث تاریخی، سیاسی ـ اجتماعی
جلد دهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعات «تاریخ سیاسی ـ اجتماعی اسلام» و «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» میباشد که گردآوری چنین مجموعهای جهت آشنایی با ابحاث سیاسی ـ اجتماعی اسلام برای متخصصین و علاقمندان مزید فایده خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول در موضوع «ابحاث تاریخی» شامل مباحثی از «حکومتها و نهضتها» اعم از حق و باطل (از قبیل حکومت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و خلفای ثلاثه) و نشو و نما، کیفیت رویکار آمدن و چگونگی مواجۀ آنها با جامعۀ اسلامی، میباشد. همچنین از موضوع «تشیّع و کیفیتِ گسترش آن در بلاد» و «اماکن خاص و زیارتگاهها» مطالبی نقل شده است. • بخش دوم در موضوع «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» به نقل مطالبی در مباحثی چون «رهبری و تشکیل حکومت اسلامی» و «جنایات و خیانتهای استعمار» پرداخته شده است. • همچنین در این بخش عین متن نامۀ ارسالیِ علامه طهرانی به رهبر کبیر انقلاب (ره) آمده است که در موضوع پیشنویس قانون اساسی بوده و حاوی نکاتی بدیع و ظرائفی دقیق در خصوص تدوین و اصلاح قانون اساسی میباشد.
مطلع انوار ج10
124و کانت غایتُه فی الحلم لاتُدرَک و عصابتُه فیها لاتنزع و مِرقاتُه فیها تزلّ عنها الأقدامُ.“1
کلام مقریزی در النّزاع و التّخاصم فی ما بین بنیامیّه و بنیهاشم
و قد ألّف المقریزیّ کتابًا لطیفَ الحجم سمّاه: النّزاع و التّخاصم فیما بین بنیأمیّة و بنیهاشم. و قد ذکَر فیه ما یدلّ علی أنّ النّزاع بینهم قدیمٌ:
فمثلًا کانت المنافرةُ بین هاشم بن عبدمناف بن قُصیّ و بین أخیه أُمَیّة بن عبدشمس، و سببُها أنّ هاشمًا کانت إلیه الرِّفادة مع السِّقایة لأنّ أخاه عبدشمس کان یسافر، و کان أُمیّة یقیم بمکةَ و کان أُمیّةُ رجلًا مُقلًّا، و لعبدشمس ولدٌ کثیر فاصطلحت قریشٌ علی أنْ یولّی هاشمَ السِّقایةَ و الرِّفادة، و کان هاشم رجلًا موسِرًا، و کان إذا حضر موسم الحجّ اعتبر الحُجّاجَ ضیوفَه فأکرَمَهم و أطعمهم و سقاهم. و کان أُمیّة قد صنع فی الجاهلیّة شیئًا لم یصنعه أحدٌ من العَرَب: زوَّج ابنَه أباعمرو بن أُمیّة امرأتَه فی حیاته، و أبومُعَیْط بن أبیعمرو بن أُمیّة زاد فی هذا المَقْتِ. و نافر حربُ بن أُمیّة عبدَالمطّلب بن هاشم من أجل یهودیٍّ کان فی جوار عبدالمطّلب، فما زال أُمیّة یغری به حتّی قتل و أخذ مالَه، فی خبر طویل. و تمادت العداوةُ بین البیتَین إلی أن بُعِث رسولُ الله صلّی الله علیه و آله و سلّم فقام بمکّة یدعو قریشًا إلی توحید الله تعالی و ترکِ ما کان تعبد من دون الله.
فعاداه جمعٌ کبیر من أُمیّة، ثمّ کان الحَکم بن أبیالعاص بن أُمیّة ـ و کان عارًا علی الإسلام و کان رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم بمکّة ـ یَشتُمه و یُسمِعه ما یَکرَه؛ ثم أسلَمَ یوم الفتح فلم یحسن إسلامه، و کان مغموطًا علیه فی دینه. و ما زال منفیًّا فی زَمَنِ رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم و خلافة أبیبکرٍ و عمر، ثمّ أعاده عثمانُ، و کان ذلک ممّا أنکر النّاسُ علیه و کان أعظَمَ النّاس شُؤْمًا علی عثمان. قد مات فی خلافة عثمان و ضُرب علی قبره فُسطاطٌ. و قالت له2 عائشةُ یومًا: ”أشهَدُ أنّ رسولَ الله لعَن
- . إلی هنا طال کلامُ ابنخلدون.
- . إنّ مخاطب عائشة فی هذا الکلام مروان بن الحکم لا الحکم نفسه.
