
مطلع انوار ج10
مباحث تاریخی، سیاسی ـ اجتماعی
جلد دهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعات «تاریخ سیاسی ـ اجتماعی اسلام» و «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» میباشد که گردآوری چنین مجموعهای جهت آشنایی با ابحاث سیاسی ـ اجتماعی اسلام برای متخصصین و علاقمندان مزید فایده خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول در موضوع «ابحاث تاریخی» شامل مباحثی از «حکومتها و نهضتها» اعم از حق و باطل (از قبیل حکومت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و خلفای ثلاثه) و نشو و نما، کیفیت رویکار آمدن و چگونگی مواجۀ آنها با جامعۀ اسلامی، میباشد. همچنین از موضوع «تشیّع و کیفیتِ گسترش آن در بلاد» و «اماکن خاص و زیارتگاهها» مطالبی نقل شده است. • بخش دوم در موضوع «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» به نقل مطالبی در مباحثی چون «رهبری و تشکیل حکومت اسلامی» و «جنایات و خیانتهای استعمار» پرداخته شده است. • همچنین در این بخش عین متن نامۀ ارسالیِ علامه طهرانی به رهبر کبیر انقلاب (ره) آمده است که در موضوع پیشنویس قانون اساسی بوده و حاوی نکاتی بدیع و ظرائفی دقیق در خصوص تدوین و اصلاح قانون اساسی میباشد.
مطلع انوار ج10
128بحیث أنّه یقال: ”إنّ هاشمًا و عبدَشمس ولدا تَوأمَین فخرج عبدُشمس فی الولادة قبلَ هاشم، و قد لصِقَتْ إصبعُ أحدهما بجبهة الآخر، فلمّا نُزِعَت دَمِیَ المکانُ، فقیل سیکون بینها أو بین ولدیهما دمٌ؛ فکان کذلک.“»1
اسلام ابوسفیان از روی اضطرار در فتح مکّه
صفحة 143: «و قاتَلَ [أبوسفیان] رسولَ الله یوم الخندق؛ و لم یزل یحادّ الله و رسولَه حتّی سار رسول الله لفتح مکّة، فأتی به العبّاسُ بن عبدالمطّلب رسولَ الله و قد أردفه ـ و کان صدیقَه و ندیمَه فی الجاهلیّة ـ فلمّا دخل به علیٌّ رسولَ الله سأله أن یؤمنه.
فلمّا رآه رسولُ الله قال له: ”وَیلَک یا أباسفیان! أ لم یَأنِ لک أن تَعلَم أن لا إلهَ إلّا الله؟!“
فقال له: ”بأبی أنت و أُمّی، ما أوصَلَک و أجمَلَک و أکرَمَک! والله لقد ظَنَنتُ أنّه لو کان مع الله غیرُه لقد أغنیٰ عنّی شیئًا.“
فقال: ”یا أباسفیان! أ لم یَأنِ لک أن تعلم أنّی رسول الله؟“
فقال: ”أمّا هذه ففی النّفسِ منها شیءٌ!“
فقال له العبّاسُ: ”وَیلَک، اشْهَد بشهادةِ الحقّ قبلَ أن تُضرَب عُنُقُک!“ فشهِد و أسلَمَ.
و قد اختلف فی حُسنِ إسلامه، فقیل: ”إنّه شهد حُنَینًا مع رسول الله!“ و کانت الأزلامُ معه یستقسم بها، و کان کهفًا للمنافقین فی الجاهلیّة!»2و3
- . همان، ص 158.
- . همان، ص 160.
- . لما انهزم المسلمون یومَ حنین، قال أبوسفیان: «لا تنتهی هزیمتهم دون البحر.» و قال فیه حافظُ الغربِ ابنُ عبدالبرّ فی الاستیعاب: «إنّه کان کهفًا للمنافقین منذ أسلَمَ، و کان فی الجاهلیّة یُنسَب إلی الزندقة و أنّ له اخبارًا ردّیة، و أنّ إسلامه لم یکن سالمًا.» (ج 2، ص 709 و 710) (شیخ المضیرة أبوهریرة)
