
مطلع انوار ج10
مباحث تاریخی، سیاسی ـ اجتماعی
جلد دهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعات «تاریخ سیاسی ـ اجتماعی اسلام» و «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» میباشد که گردآوری چنین مجموعهای جهت آشنایی با ابحاث سیاسی ـ اجتماعی اسلام برای متخصصین و علاقمندان مزید فایده خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول در موضوع «ابحاث تاریخی» شامل مباحثی از «حکومتها و نهضتها» اعم از حق و باطل (از قبیل حکومت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و خلفای ثلاثه) و نشو و نما، کیفیت رویکار آمدن و چگونگی مواجۀ آنها با جامعۀ اسلامی، میباشد. همچنین از موضوع «تشیّع و کیفیتِ گسترش آن در بلاد» و «اماکن خاص و زیارتگاهها» مطالبی نقل شده است. • بخش دوم در موضوع «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» به نقل مطالبی در مباحثی چون «رهبری و تشکیل حکومت اسلامی» و «جنایات و خیانتهای استعمار» پرداخته شده است. • همچنین در این بخش عین متن نامۀ ارسالیِ علامه طهرانی به رهبر کبیر انقلاب (ره) آمده است که در موضوع پیشنویس قانون اساسی بوده و حاوی نکاتی بدیع و ظرائفی دقیق در خصوص تدوین و اصلاح قانون اساسی میباشد.
مطلع انوار ج10
134معاویه در کلام خود با دختر عثمان، حقیقت مؤامرة و روح حکومت خود را شرح میدهد
[شیخ المضیرة أبوهریرة] صفحة 163:
«قدِم معاویةُ المدینةَ، فدخل دارَ عثمان، فقالت عائشةُ ابنة عثمان: ”وا أبتاه!“ و بکَت.
فقال معاویةُ: ”یا ابنةَ أخی، إنّ النّاس أعطونا طاعةً و أعطیناهم أمانًا، أظهَرنا لهم حِلمًا تحته غَضَبٌ، و أظهَروا لنا طاعةً تحتها حِقْدٌ! و مع کلّ إنسان سیفُه و هو یرَی مکانَ أنصاره، و إن نَکَثْنا بهم نَکَثوا بنا؛ و لا ندری أ علینا تکون أم لنا! و لَأن تکونی بنتَ عمّ أمیرالمؤمنین خیرٌ من أن تکونی مِن عُرض المسلمین.“
و إذا کان معاویةُ قد فضَح بهذا الحدیث، سرَّ المؤامرة من أجل التخلّص من علیٍّ و بنیه. فإنّه قد فضَح کذلک نفسَه فی عبارةٍ صادقة مکشوفة ـ کیف کان أسلوبُه فی حُکم النّاس، و ماذا کان یُضمِر النّاسُ له و لحُکمه، و ما یُکِنّ لهم هو مِن غضب ـ ممّا یصحّ أن یُعقَد له کتابٌ برأسه، عنوانُه.»1
احادیث وارده در فضایل معاویه همگی از مجعولات است
صفحة 164، پاورقی 1: «شرح ابنحَجَر کلمة تنبیه، فقال: ”عبَّر البخاری فی هذه الترجمة بقوله: ذِکرٌ، و لم یقل: فضیلةٌ و لا منقبة؛ لکون الفضیلةِ لا تؤخذ من حدیث الباب. و بعد أن ذکر أنّ ابنأبیعاصم و أباعمر غلام ثعلب، و أبابکر النّقاش قد صنعوا أجزاءً فی مناقبه، قال:
- . شیخ المضیرة أبوهریرة، ص 181.
