اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج10

مباحث تاریخی، سیاسی ـ اجتماعی

116٬993
مطلع انوار

جلد دهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشت‌‌های مؤلف از آثار مختلف، در موضوعات «تاریخ سیاسی ـ اجتماعی اسلام» و «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» می‌باشد که گردآوری چنین مجموعه‌ای جهت آشنایی با ابحاث سیاسی ـ اجتماعی اسلام برای متخصصین و علاقمندان مزید فایده خواهد بود.  اهم مباحث این مجلّد:  • بخش اول در موضوع «ابحاث تاریخی» شامل مباحثی از «حکومت‌ها و نهضت‌ها» اعم از حق و باطل (از قبیل حکومت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و خلفای ثلاثه) و نشو و نما، کیفیت روی‌کار آمدن و چگونگی مواجۀ آنها با جامعۀ اسلامی، می‌باشد. همچنین از موضوع «تشیّع و کیفیتِ گسترش آن در بلاد» و «اماکن خاص و زیارتگاه‌ها» مطالبی نقل شده است.  • بخش دوم در موضوع «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» به نقل مطالبی در مباحثی چون «رهبری و تشکیل حکومت اسلامی»  و «جنایات و خیانت‌های استعمار» پرداخته شده است.   • همچنین در این بخش عین متن نامۀ ارسالیِ علامه طهرانی به رهبر کبیر انقلاب (ره) آمده است که در موضوع پیش‌نویس‌ قانون اساسی بوده و حاوی نکاتی بدیع و ظرائفی دقیق در خصوص تدوین و اصلاح قانون اساسی می‌باشد.

سرای جاوید

مطلع انوار ج10

142
  • وُضع له الخِوان و عنده نفرٌ، فقلنا: أما علمتَ بهذا الخبر یا ابن‌عبّاس؟!“ قال: ”و ما هو؟“ قلنا: ”هلَک معاویةُ.“

  •  فقال: ”ارْفَعِ الخِوانَ یا غلامُ.“ و سکَت ساعةً، ثمّ قال: ”جبلٌ تَزَعْزَعَ! (ثمّ مال بِکَلْکَلِه): أما والله ما کان کمَن کان قبله و لمّا یکن بعده مثلُه. اللهمّ أنت أوسَعُ لمعاویة فینا و فی بنی عمّنا، هولاء لذی لُبٍّ مُعتبِرٍ، اشتجرنا بیننا، فقتَل صاحبُهم غیرَنا، و قتَل صاحبُنا غیرَهم، و ما أغراهم بنا إلّا أنَّهم لا یجدون مثلَنا، و ما أغرانا بهم إلّا أنهّم لا نَجِد مثلَهم، کما قال القائل: ما لَکَ تَظلِمنی؟! قال: لا أجِدُ مَن أظلم غیرَک! و واللهِ إنّ ابنَه لَخَیرُ أهلِه! أعِدْ طعامَک یا غلامُ.“

  •  قال: ”فما رُفع الخِوانُ حتّی جاء رسول خالد بن الحَکَم إلی ابن‌عبّاس.“»1

  • در نهضت و قیام مردم مدینه بر علیه یزید و شکستن بیعت او، مروان اهل و عیال خود را در امان حضرت سجّاد آورد

  •  صفحة 207: «[کتب عبدالله بن جعفر]: ”و قلتُ لرسولی: اجْهَدِ السَّیرَ، فدخَلها فی عشرٍ، فوالله ما أرادوا ذلک و لا قَبِلوه، و قالوا: والله لا یَدخُلها عَنوَةً أبدًا.“»2و3

  •  صفحة 208: «فلمّا رأتْ بنوأمیّه ما صَنَع بهم أهلُ المدینة من إخراجهم منها، اجتمعوا إلی مروان، فقالوا: ”یا أباعبدالملک ما الرّأیُ؟“ قال: ”مَن قدَر منکم أن یغیب حریمَه فلْیَفعل، فإنّما الخوفُ علی الحُرمة، فغیَّبوا حَرَمَهم.“

  •  فأتی مروانُ عبدَالله بن عمر، فقال: ”یا أباعبدالرّحمن، بلغنی أنّک ترید الخروجَ

  •  

    1. . همان، ص 173.
    2. . نامۀ عبدالله بن جعفر به مردم مدینه است جهت آگاهی دادن به آنها بر تصمیم یزید. (محقّق)
    3. . الإمامة و السیاسة، ج 1، ص 177.
/ 9