
مطلع انوار ج10
مباحث تاریخی، سیاسی ـ اجتماعی
جلد دهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعات «تاریخ سیاسی ـ اجتماعی اسلام» و «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» میباشد که گردآوری چنین مجموعهای جهت آشنایی با ابحاث سیاسی ـ اجتماعی اسلام برای متخصصین و علاقمندان مزید فایده خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول در موضوع «ابحاث تاریخی» شامل مباحثی از «حکومتها و نهضتها» اعم از حق و باطل (از قبیل حکومت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و خلفای ثلاثه) و نشو و نما، کیفیت رویکار آمدن و چگونگی مواجۀ آنها با جامعۀ اسلامی، میباشد. همچنین از موضوع «تشیّع و کیفیتِ گسترش آن در بلاد» و «اماکن خاص و زیارتگاهها» مطالبی نقل شده است. • بخش دوم در موضوع «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» به نقل مطالبی در مباحثی چون «رهبری و تشکیل حکومت اسلامی» و «جنایات و خیانتهای استعمار» پرداخته شده است. • همچنین در این بخش عین متن نامۀ ارسالیِ علامه طهرانی به رهبر کبیر انقلاب (ره) آمده است که در موضوع پیشنویس قانون اساسی بوده و حاوی نکاتی بدیع و ظرائفی دقیق در خصوص تدوین و اصلاح قانون اساسی میباشد.
مطلع انوار ج10
145ستّین. فلمّا جاءه الکتابُ، أرسَلَ إلی عبدالله بن جَعفر و إلی ابنه معاویة بن یزید فأقرأهما الکتابَ، فاسترجع عبدُالله بن جعفر و أکثَرَ، و بکی معاویةُ بن یزید حتّی کادت نفسُه تخرج و طال بکاؤُه. فقال یزیدُ لعبدالله بن جعفر: ”ألم أجِبْک إلی ما طلَبتَ و أسعَفتُک فیما سألتَ، فبدلتُ لهم العَطاءَ و أجزلتُ لهم الإحسانَ و أعطیتُ العهودَ و المواثیقَ علی ذلک؟!“ فقال عبدالله بن جعفر: ”فمِن هنالک استرجعتُ و تأسَّفتُ علیهم؛ إذ اختاروا البَلاءَ علی العافیة، و الفاقةَ علی النِّعمة، و رضوا بالحرمان دون العَطاء.“
ثمّ قال یزیدُ لِابنِه معاویة: ”فما بُکاؤُک أنت یا بُنیَّ؟!“ قال: ”أبکی علی قتلِ مَن قُتل مِن قریش، و إنّما قتَلنا بهم أنفُسَنا!“ فقال یزید: ”هو ذاک؛ قتلتُ بهم نفسی و شفیتُها.“
قال: و سأل مسلمُ بن عقبة قبل أن یرتحل عن المدینة عن علیّ بن الحسین، أ حاضرٌ هو؟ فقیل له: ”نَعَم.“ فأتاه علیُّ بن الحُسَین و معه ابناه، فرحَّب بهما و سَهَّل و قرَّبهم و قال: ”إنّ أمیرَالمؤمنین أوصانی بک.“ فقال علیُّ بن الحسین: ”وصل اللهُ أمیرَالمؤمنین و أحسَنَ جَزاءَه!“ ثمّ انصرف عنه. و لم یَکُن أحدٌ نصَب للحرب مِن بنیهاشم، و لزموا بیوتَهم؛ فسلموا إلّا ثلاثةً منهم تعرّضوا للقتال، فأُصیبوا.
هلاکت مسلم بن عَقَبَه و وصیّت به حُصَین بن نُمَیر در برانداختن ریشۀ قریش از مکّه
موت مسلم بن عقبة و نَبشُهُ:
(قال:) و ذکروا أنّ مسلم بن عَقَبة ارتحل عن المدینة و هو یجود بنفسه، یرید ابنَالزُّبَیر بمکّة. فنزل فی بعض الطّریق فدعا الحُصَینَ بن نُمَیر فقال له: ”یا بَرذَعَة الحمار! إنّه کان من عهد أمیر المؤمنین إن حدَث بی حَدَثُ الموت أن أعهَد إلیک، فاسْمَعْ فإنّی بک عالم. لاتُمکِّنْ قریشًا مِن أُذُنِک إذا قدِمتَ مکّةَ، فتبول (أی: قریش) فیها؛ فإنّما هو الوفاقُ ثمّ النّفاقُ ثمّ الانصرافُ.“ ثمّ مات فدُفن فی ثنیّة المشلل.1
- . ثنیّة المشلل: جبلٌ بالمدینة. (الإمامة و السیاسة)
