اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج10

مباحث تاریخی، سیاسی ـ اجتماعی

116٬993
مطلع انوار

جلد دهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشت‌‌های مؤلف از آثار مختلف، در موضوعات «تاریخ سیاسی ـ اجتماعی اسلام» و «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» می‌باشد که گردآوری چنین مجموعه‌ای جهت آشنایی با ابحاث سیاسی ـ اجتماعی اسلام برای متخصصین و علاقمندان مزید فایده خواهد بود.  اهم مباحث این مجلّد:  • بخش اول در موضوع «ابحاث تاریخی» شامل مباحثی از «حکومت‌ها و نهضت‌ها» اعم از حق و باطل (از قبیل حکومت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و خلفای ثلاثه) و نشو و نما، کیفیت روی‌کار آمدن و چگونگی مواجۀ آنها با جامعۀ اسلامی، می‌باشد. همچنین از موضوع «تشیّع و کیفیتِ گسترش آن در بلاد» و «اماکن خاص و زیارتگاه‌ها» مطالبی نقل شده است.  • بخش دوم در موضوع «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» به نقل مطالبی در مباحثی چون «رهبری و تشکیل حکومت اسلامی»  و «جنایات و خیانت‌های استعمار» پرداخته شده است.   • همچنین در این بخش عین متن نامۀ ارسالیِ علامه طهرانی به رهبر کبیر انقلاب (ره) آمده است که در موضوع پیش‌نویس‌ قانون اساسی بوده و حاوی نکاتی بدیع و ظرائفی دقیق در خصوص تدوین و اصلاح قانون اساسی می‌باشد.

سرای جاوید

مطلع انوار ج10

150
  •  صفحة 33: «قال [أبومعشر]: فلمّا فرغ منهم و أحکم شأنه فیهم،1 بعث عبدَالرّحمن بن محمّد بن الأشعث إلی سَجِستان عاملًا و معه جیشٌ، فکتَب إلیه الحجّاجُ أن یقاتل حصنَ کذا و کذا، فکتب إلی الحجّاج: ”إنّی لا أری ذلک صَوابًا؛ إنّ الشّاهد یَریٰ ما لا یَری الغائبُ.“

  •  فکتَب إلیه الحجّاجُ: ”أنا الشّاهدُ و أنت الغائبُ! فانْظُرْ ما کتبتُ به إلیک، فامْضِ له؛ و السّلام.“

  • خروج عبدالرّحمن بن محمّد بن أشعث و همراهانش و سعید بن جبیر بر علیه حجّاج بن یوسف

  •  خروج ابن‌الأشعث علی الحجّاج:

  •  (قال:) و ذکروا أنّ عبدالرّحمن بن محمّد بن الأشعث لمّا خرج علی الحجّاج جمع أصحابَه، و فیهم عبدُالرّحمن بن ربیعة بن الحارث بن نوفل، و بنو‌ عون بن عبدالله، و عمرو بن موسی بن معمّر بن عثمان بن عمرة، و فیهم محمّدُ بن سَعد بن أبی‌‌وقّاص. فقال لهم: ”ما تَرَون؟!“ قالوا: ”نحن معک، فاخْلَعْ عدوَّ الله و عدوَّ رسوله؛ فإنّ خَلعَه مِن أفضل أعمال البِرّ.“ فخلعه و أظهر خلعه.

  •  فلمّا أظهَرَ ذلک، قدِم علیهم سعیدُ بن جُبَیر، فقالوا له: ”إنّا قد حَبِسنا أنفسَنا علیک، فما الرّأیُ؟!“ قال: ”الرّأیُ أن تکفّوا عمّا تریدون؛ فإنّ الخلع فیه الفتنةُ، و الفتنة فیها سَفْکُ الدّماء و استباحةُ الحرم و ذهابُ الدّین و الدّنیا.“ 

  •  فقالوا: ”إنّه الحجّاج و قد فعل ما فعل!“ فذکروا أشیاءَ، و لم یزالوا به حتّی سار معهم و هو کارهٌ.

  •  قال: و انتهی الخبرُ إلی الحجّاج، فقیل له: ”إنّ عبدالرّحمن قد خلَعک و مَن

  •  

    1. . این راجع به حجّاج بن یوسف ثقفی است که در یک روز که به بصره وارد شد هفتاد هزار و چندی از مردم بصره را در مسجد بصره کشت؛ و سپس عبدالرّحمن بن محمّد بن اشعث را به سوی سجستان فرستاد. (علاّمه طهرانی، قدّس سرّه)
/ 340