اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج10

مباحث تاریخی، سیاسی ـ اجتماعی

116٬993
مطلع انوار

جلد دهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشت‌‌های مؤلف از آثار مختلف، در موضوعات «تاریخ سیاسی ـ اجتماعی اسلام» و «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» می‌باشد که گردآوری چنین مجموعه‌ای جهت آشنایی با ابحاث سیاسی ـ اجتماعی اسلام برای متخصصین و علاقمندان مزید فایده خواهد بود.  اهم مباحث این مجلّد:  • بخش اول در موضوع «ابحاث تاریخی» شامل مباحثی از «حکومت‌ها و نهضت‌ها» اعم از حق و باطل (از قبیل حکومت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و خلفای ثلاثه) و نشو و نما، کیفیت روی‌کار آمدن و چگونگی مواجۀ آنها با جامعۀ اسلامی، می‌باشد. همچنین از موضوع «تشیّع و کیفیتِ گسترش آن در بلاد» و «اماکن خاص و زیارتگاه‌ها» مطالبی نقل شده است.  • بخش دوم در موضوع «ابحاث سیاسی ـ اجتماعی» به نقل مطالبی در مباحثی چون «رهبری و تشکیل حکومت اسلامی»  و «جنایات و خیانت‌های استعمار» پرداخته شده است.   • همچنین در این بخش عین متن نامۀ ارسالیِ علامه طهرانی به رهبر کبیر انقلاب (ره) آمده است که در موضوع پیش‌نویس‌ قانون اساسی بوده و حاوی نکاتی بدیع و ظرائفی دقیق در خصوص تدوین و اصلاح قانون اساسی می‌باشد.

سرای جاوید

مطلع انوار ج10

41
  •  

  •  

  •  ‌

  • 1. ابوبکر، عایشه، عمر، عثمان

  • راجع به عدم جواز تمسّک مخالفین ما، به آیۀ رضوان در منقبت شیخین

  •  در مستدرک صحیحین، جلد 3، صفحه 143، حاکم ضمن حدیث مفصّلی از ابن‌عبّاس، از امیرالمؤمنین علیه السّلام، بَضعَة‌‌َ عَشَر فضایل نقل می‌کند که لا یشارکه فیها أحدٌ؛ در پایان این حدیث ابن‌عبّاس می‌گوید:

  •  «قال ابنُ‌عبّاس: و قد أخبَرَنا اللهُ عزّوجلّ فی القرآن أنّه رَضِیَ عن أصحاب الشّجرة فعَلِمَ ما فی قلوبهم؛ فهل أخبَرنا أنّه سَخَط علیهم بعد ذلک؟

  •  قال ابن‌عبّاس: و قال نبیُّ الله صلّی الله علیه و آله و سلّم لِعُمَرَ ـ رضیَ الله عنه ـ حین قال: ”إیذَنْ لِی فَأضرِبَ عُنُقَه!“1 قال: ”و کنتَ فاعلًا و ما یُدرِیکَ لعلّ اللهَ قد اطّلع علی أهل بَدرٍ فقال: ﴿ٱعۡمَلُواْ مَا شِئۡتُمۡ﴾.“2

  •  

    1. . یعنی حاطب بن أبی‌بلتعة؛ کما ورد فی الصحیحین أنّه کان أخبَرَ ببعض أُمورِ المسلمین مشرکِی مکّةَ.
    2. . آیه 40 از سوره فصّلت (41) است: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يُلۡحِدُونَ فِيٓ ءَايَٰتِنَا لَا يَخۡفَوۡنَ عَلَيۡنَآ أَفَمَن يُلۡقَىٰ فِي ٱلنَّارِ خَيۡرٌ أَم مَّن يَأۡتِيٓ ءَامِنٗا يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ ٱعۡمَلُواْ مَا شِئۡتُمۡ إِنَّهُۥ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٌ﴾
      اقول: این روایت در قدح و طعن عمر بسیار دلیل و شاهد خوبی است که رسول خدا با این جملات خود، اوّلاً خواسته‌اند بفهمانند که او بر حاطب بن أبی‌بلتعة، خائن و جاسوس کفّار و مشرکین عرب، مزیّتی ندارد و عمر بما أنّه عمر حق کشتن او را ندارد؛ و ثانیاً عمر و امثال او که در غزوۀ بدر حاضر بودند و یا در تحت شجره بیعت کرده‌اند و آیۀ دالّۀ بر رضای خداوند بر جمیع آنان نازل شده است، به خود مغرور نشوند و نبالند؛ زیرا آیۀ دالّۀ بر سخط بر آنها بعداً نازل شده است و مضمون آیۀ:

       ﴿ٱعۡمَلُواْ مَا شِئۡتُمۡ﴾ و اعمالی که بعد از رحلت رسول الله از عمر سر زد به خوبی نشان می‌دهد که: آیات خشنودی از اهل بَدْر و رضوان موقّتی بوده است و دلالت نمی‌کند بر آنکه آنها بعداً هم اگر هزار جنایت انجام دهند باز خداوند از آنها راضی است.
      این روایت ابن‌عبّاس را عسقلانی در الإصابة، ج 2، ص 502 از احمد حنبل و نسائی از طریق عمرو بن میمون تخریج کرده است و در آخر آن نیز آورده است که: «و أخبَرَ اللهُ أنّه رَضِیَ عن أصحاب الشجرة فهل حدّثنا أنّه سخَط علیهم بعد؟ وقال صلّی الله علیه و آله و سلّم: یا عُمَر ما یُدرِیک أنّ الله اطّلع علی أهل بَدرٍ فقال: ﴿ٱعۡمَلُواْ مَا شِئۡتُمۡ﴾.»

/