
مطلع انوار ج13
مواعظ رمضان المبارک 1370 هجری قمری
جلد سیزدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، مشتمل بر متنِ مواعظِ مؤلّف در ماه رمضان سال 1370 ه. ق در مسجد قائم طهران میباشد که به اهتمام خود مؤلف به رشتۀ تحریر درآمده است. عمق مباحث مطروحه، شیوایی و روانیِ سخن برای پویندگان معرفت، جاذب و راهگشا میباشد. اهمّ مطالب مندرجه در این مجلّد: • مباحثی مختصر دربارۀ حقیقت دین؛ عدم تحریف قرآن، تحریف کتب مقدّس ادیان؛ عصمت انبیاء و پاسخ به شبهات. • مباحثی درباره عقل و عقلانیت؛ مباحثی درباره فضیلت علم و علماء. • مباحثی در مورد دنیا، مرگ، برزخ و قیامت، معادجسمانی. • مباحثی در مورد انفاق؛ نیت و اخلاص؛ حقیقت توکل و فضیلت آن؛ امر به معروف و نهی از منکر و شرایط آن.
مطلع انوار ج13
110وابستگی کامل آبادی زمین و رفاهیّت مردم، به امر به معروف و نهی از منکر
و خلاصه، قطع نظر از درجات اخروی، آبادی زمین و رفاهیّت مردم بستگی کامل به این دو صفت دارد؛ و لیکن باید دانست که با زبان خوش امر به معروف نمود:
دو داستان در کیفیّت امر به معروف و نهی از منکر
داستان پیغمبر و یهودی که خاشاک به سر حضرت میریخت؛1
داستان حسنین علیهما السّلام و امر به معروف کردن پیرمردی را که اشتباه وضو میگرفت.2
- . جهت اطّلاع بیشتر پیرامون صبر و تحمّل پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم بر اذیت و آزارهای کفّار قریش رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج 4، ص 338. (محقّق)
- . المناقب، ج 3، ص 400:
«أنّ الحسنَ و الحسینَ مَرّا على شیخٍ یَتوَضَّأُ و لا یُحسِنُ؛ فَأخَذا فی التَّنازُعِ یَقولُ كُلُّ واحِدٍ مِنهُما: ”أنتَ لا تُحسِنُ الوُضوءَ!“ فَقالا: ”أیُّها الشَّیخُ كُن حكَماً بَینَنا یَتوَضَّأُ كُلُّ واحِدٍ مِنّا سویَّةً!“ ثُمَّ قالا: ”أیُّنا یُحسِنُ؟“ قالَ: ”كِلاكُما تُحسِنانِ الوُضوءَ و لَكِنَّ هَذا الشَّیخَ الجاهِلَ هوَ الَّذی لَم یَكُن یُحسِنُ؛ و قَد تَعَلَّمَ الآنَ مِنكُما، و تابَ عَلَى یَدَیكُما بِبَرَكَتِكُما و شَفَقَتِكُما عَلَى أُمَّةِ جَدِّكُما.“»
ترجمه: «حسنین علیهما السّلام مرورشان بر پیرمردی افتاد که در حال وضو گرفتن بود، ولی به خوبی وضو نمیگرفت؛ لذا برای اینکه او را متوجّه نمایند، مشغول وضو گرفتن و منازعه در این امر شدند و هر یک از آنها به دیگری میگفت: ”تو خوب وضو نمیگیری!“ آنگاه به آن پیرمرد گفتند: ” ای پیر مرد، تو بین ما حکَم باش و قضاوت کن که کدامیک از ما دو نفر درست و صحیح وضو میگیرد!“ سپس وضو گرفتند و گفتند: ”حال بگو کدامیک از ما خوب وضو میگیرد؟“
پیرمرد (که متوجّه اشتباه خود شده بود) گفت: ”شما هر دو خوب و نیکو وضو ساختید، ولیکن این پیرمرد جاهل کسی است که نیکو وضو نمیگرفت؛ و بهدرستیکه اکنون وضو گرفتن را از شما آموختم، و به دست شما ـ به واسطۀ برکت و شفقّت و مهربانی شما نسبت به امّت جدّتان ـ توبه نمودم.“» (محقّق)
