اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج13

مواعظ رمضان المبارک 1370 هجری قمری

52٬457
مطلع انوار

جلد سیزدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، مشتمل بر متنِ مواعظِ مؤلّف در ماه رمضان سال 1370 ه. ق در مسجد قائم طهران می‌باشد که به اهتمام خود مؤلف به رشتۀ تحریر درآمده است. عمق مباحث مطروحه، شیوایی و روانیِ سخن برای پویندگان معرفت، جاذب و راهگشا می‌باشد.  اهمّ مطالب مندرجه در این مجلّد:  • مباحثی مختصر دربارۀ حقیقت دین؛ عدم تحریف قرآن، تحریف کتب مقدّس ادیان؛ عصمت انبیاء و پاسخ به شبهات.   • مباحثی درباره عقل و عقلانیت؛ مباحثی درباره فضیلت علم و علماء.   • مباحثی در مورد دنیا، مرگ، برزخ و قیامت، معاد‌جسمانی.   • مباحثی در مورد انفاق؛ نیت و اخلاص؛ حقیقت توکل و فضیلت آن؛ امر به معروف و نهی از منکر و شرایط آن.

سرای جاوید

مطلع انوار ج13

118
  • افضلیّت انسان عاقل بر ملائکه، در مثنوی معنوی

  • عقل اگر غالب شود پس شد فزون***از ملائك اين بشر در آزمون‌
  • شهوت ار غالب شود پس كمتر است***از بهائم اين بشر زان كابتر است‌
  • آن دو قوم آسوده از جنگ و حراب***و اين بشر با دو مخالف در عذاب‌
  • وين بشر هم، ز امتحان قسمت شدند***آدمى شِكلند و سه امّت شدند
  • يك گُرُه، مستغرقِ مطلق شده***همچو عيسى با مَلك ملحق شده‌
  • نقش آدم ليك معنى جبرئيل***رسته از خشم و هوى و قال و قيل‌
  • قسم ديگر با خران ملحق شده***خشم محض و شهوت مطلق شده‌
  • ماند يك قسم دگر در اجتهاد***نيم حيوان نيم حى با رشاد1
  • بعضی قوای انسان را به خوک و سگ و شیطان و ملک تشبیه نموده‌اند:

  • گر در نگری به دیدۀ بینایی***یابی تن خویش را عجب مأوایی
  • کانجا سگ و خوک و ملک و شیطانی***جمع آمده در بساط هر انسانی
  • سعادت و شقاوت انسان بستگی به مناسبت هریک از این دو قوّه دارد و نتیجه‌اش راجع به اوست: ﴿إِنۡ أَحۡسَنتُمۡ أَحۡسَنتُمۡ لِأَنفُسِكُمۡ وَإِنۡ أَسَأۡتُمۡ فَلَهَا﴾.2

  • اشعار عمر بن سعد راجع به قتل سیّدالشّهدا علیه السّلام

  •  ختم سخن با اشعار عمر بن سعد راجع به قتل سیّدالشّهدا و روضۀ مناسب.3

  •  

    1. . مثنوی معنوی، دفتر چهارم.
    2. . سوره إسراء (17) آیه 7. نور ملکوت قرآن، ج 4، ص 301:
      «اگر نیکی کنید، برای خودتان نیکی کرده‌اید! و اگر بدی کنید، برای خودتان بدی کرده‌اید!»
    3. . ظاهراً اشعار ذیل منسوب به عمر بن سعد ـ لعنة الله علیه ـ است؛ زیرا در أمالی صدوق، ص 163، شاعر را سنان و در بحار الأنوار، ج 45، ص 186، شاعر را حامل رأس مطهّر سیّدالشّهدا علیه السّلام در قصر یزید می‌داند؛ و در کشف الغمّة، ج 2، ص 51، می‌گوید:
      ثُمَّ إنَّ عُمَرَ بنَ سَعدٍ أرسَلَ بِالرّأسِ إلی ابنِ‌زیادٍ مَعَ بُشرِ بنِ مالِکٍ؛ فَلمّا وَضَعَ الرّأسَ بَینَ یَدَی عُبَیدِ الله بنِ زیادٍ، قال‌:
      املأ رکابی فِضَّةً أو ذَهَبا ** إنّی قَتَلتُ المَلِکَ المُحَجَّبا
      و مَن یُصلّی القِبلَتَینِ فی الصَبا ** و خَیرُهُم إذ یَذکرونَ النَسَبا
      قَتَلتُ خَیرَ الناسِ أُمًّا و أبًا 
      فَغَضِبَ عبیدُالله مِن قَولِه ثُمَّ قال لَه: «إذا عَلِمتَ أنَّهُ کَذلکَ فَلِمَ قَتَلتَه؟! والله لا نِلتَ مِنّی خَیرًا و لألحَقَنَّکَ بِه!» ثُمَّ قَدِمَه و ضَرَبَ عُنُقَهُ.
      ترجمه: «عمر بن سعد رأس مبارک سیّدالشّهدا علیه السّلام را به‌واسطۀ بُشر بن مالک به سوی ابن‌زیاد فرستاد؛ چون سر مبارک حضرت را پیش‌روی عبیدالله بن زیاد قرار داد، گفت:
      ”رکاب مرا از نقره و طلا پر کن؛ چرا که من مَلِک و پادشاه مُحجَّبی را به قتل رسانیدم. بهترین مردم از جهت پدر و مادر را کشتم و با شمشیر خود او را مضروب ساختم تا اینکه منقلب و واژگون گردید.“
      عبیدالله بن زیاد از گفتار او به غضب درآمد و گفت: ” اگر تو می‌دانستی که چنین است، پس چرا او را کشتی؟! والله که از ناحیه من هیچ خیری به تو نمی‌رسد و هرآینه تو را هم بدو ملحق می‌نمایم!“ و گردن او را زد.»
      لیکن در مقتل أبی‌مخنف، ص 53 اشعار ذیل از عمر بن سعد نقل شده است:
      أ أترک ملک الریِّ و الریُّ منیتی ** أم أصبح مأثومًا بقتل حسین
      ألا إنّما الدّنیا لخیر مُعجّلِ ** و ما عاقلٌ باع الوجودَ بدَین
      «آیا حکومت ری را درحالی‌که آرزوی من است ترک نمایم، یا گنه‌کاری گردم که مرتکب قتل حسین علیه السّلام گشته است؟! آگاه باشید که حقیقتاً دنیا برای خیری نقد است، و هیچ انسان عاقلی نقد را به نسیه نمی‌فروشد.» (محقّق)
/ 0