اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج13

مواعظ رمضان المبارک 1370 هجری قمری

52٬457
مطلع انوار

جلد سیزدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، مشتمل بر متنِ مواعظِ مؤلّف در ماه رمضان سال 1370 ه. ق در مسجد قائم طهران می‌باشد که به اهتمام خود مؤلف به رشتۀ تحریر درآمده است. عمق مباحث مطروحه، شیوایی و روانیِ سخن برای پویندگان معرفت، جاذب و راهگشا می‌باشد.  اهمّ مطالب مندرجه در این مجلّد:  • مباحثی مختصر دربارۀ حقیقت دین؛ عدم تحریف قرآن، تحریف کتب مقدّس ادیان؛ عصمت انبیاء و پاسخ به شبهات.   • مباحثی درباره عقل و عقلانیت؛ مباحثی درباره فضیلت علم و علماء.   • مباحثی در مورد دنیا، مرگ، برزخ و قیامت، معاد‌جسمانی.   • مباحثی در مورد انفاق؛ نیت و اخلاص؛ حقیقت توکل و فضیلت آن؛ امر به معروف و نهی از منکر و شرایط آن.

سرای جاوید

مطلع انوار ج13

175
  • روضۀ حضرت قاسم علیه السّلام (ت)

  •  روضه حضرت قاسم و ختم سخن.1

  •  

    1. . لهوف، ص 115:
      «قال الرّاوی: و خَرجَ غُلامٌ کَأنّ وَجهَهُ شُقَّةُ قَمَرٍ، فَجَعلَ یُقاتِلُ، فضربَهُ ابنُ‌فُضَیلِ الأزدی على رَأسِهِ فَفَلَقَهُ، فوَقَعَ الغُلامُ لِوَجهِهِ و صاحَ: ”یا عَمّاه!“ فَجَلَى الحسینُ علیه السّلام کما یَجلی الصَّقرُ، ثمّ شَدَّ شِدَّةَ لَیثٍ أغضَبَ، فَضَرَبَ ابنَ‌فضیلَ بالسیفِ فَأتقاها بِالسّاعِدِ فَأطَنَّهُ مِن لَدُن المِرفَق، فَصاحَ صَیحَةً سَمِعَهُ أهلُ العَسکَرِ، و حمَل أهلُ الکوفَةِ لِیَستَنقِذوهُ، فَوَطِئَتهُ الخَیلُ حَتّى هَلَکَ.
      قالَ: و انجَلَت الغُبرَةُ فَرَأیتُ الحسینَ علیه السّلام قائمًا على رَأسِ الغُلامِ‌، هو یَفحَصُ بِرِجلَیهِ و الحُسینُ علیه السلام یقول: ”بُعدًا لِقَومٍ قَتَلوک، و مَن خَصمُهُم یَومَ القیامَةِ فیک جَدُّکَ و أبوک!“ ثمّ قالَ: ”عزَّ والله على عَمّک أن تَدعوه فلا یُجیبُکَ أو یُجیبُکَ فلا یَنفَعُکَ صَوتُهُ هذا یومٌ واللهِ کَثُرَ واتِرُهُ و قَلَّ ناصِرُه.“ ثمّ حَمَلَ علیه السّلام الغلامَ على صَدرِهِ حَتّى ألقاهُ بینَ القَتلىٰ مِن أهلِ بَیته.»
      «راوی گوید: نوجوانی که گویا صورتش چون پارۀ ماه می‌درخشید بیرون آمد و به قتال پرداخت، ابن‌فضیل ازدی ضربتی بر سر مبارکش فرود آورده و آن را بشکافت، نوجوان با صورت به زمین افتاده و فریاد زد: ”یا عمّاه!“
      حسین علیه السّلام همچون باز شکاری، تیز نگاه کرد و همانند شیر خشمگین شتاب نمود، ضربت شمشیری بر ابن‌فضیل وارد آورد و او دستش را سپر جان کرد و شمشیر امام دستش را از آرنج قطع نمود، ابن‌فضیل فریادی برآورد، لشکر فریادش را شنیده و حمله نمودند تا نجاتش دهند، در این هنگام بدن ابن‌فضیل زیر سم اسب‌ها قرار گرفت تا کشته شد.
      گوید: بعد از فرو نشستن غبار جنگ، حسین علیه السّلام را دیدم که بر بالین وی ایستاده و آن نوجوان پایش را بر زمین می‌کشید، در این هنگام امام علیه السّلام می‌فرمود: ”دور باشند از رحمت خدا آنان که تو را کشتند، آنان که روز قیامت جدّت با آنان مخاصمه کند.“
      بعد فرمود: ” به خدا قسم بر عمویت ناگوار است که او را بخوانی لیکن نتواند جوابت بدهد، یا پاسخت را بدهد ولی سودی برایت نداشته باشد! به خدا این روزی است که دشمن او زیاد، و یاور او اندک است.“
      بعد نوجوان را به سینه‌اش گرفته و حملش نموده و در میان شهدای اهل بیت قرار داد.»
/ 235