
مطلع انوار ج13
مواعظ رمضان المبارک 1370 هجری قمری
جلد سیزدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، مشتمل بر متنِ مواعظِ مؤلّف در ماه رمضان سال 1370 ه. ق در مسجد قائم طهران میباشد که به اهتمام خود مؤلف به رشتۀ تحریر درآمده است. عمق مباحث مطروحه، شیوایی و روانیِ سخن برای پویندگان معرفت، جاذب و راهگشا میباشد. اهمّ مطالب مندرجه در این مجلّد: • مباحثی مختصر دربارۀ حقیقت دین؛ عدم تحریف قرآن، تحریف کتب مقدّس ادیان؛ عصمت انبیاء و پاسخ به شبهات. • مباحثی درباره عقل و عقلانیت؛ مباحثی درباره فضیلت علم و علماء. • مباحثی در مورد دنیا، مرگ، برزخ و قیامت، معادجسمانی. • مباحثی در مورد انفاق؛ نیت و اخلاص؛ حقیقت توکل و فضیلت آن؛ امر به معروف و نهی از منکر و شرایط آن.
مطلع انوار ج13
199ثروت و شوکت بسیاری از ائمّه علیهم السّلام
در میان علماء مردان ثروتمندی دیده شده و در میان ائمّه بسیاری دارای شوکت و جلال بودند. حضرت باقر و حضرت سیّدالشّهدا و حضرت رضا، داستانهایی از کثرت مال و انفاق در راه خدا دارند:
داستان امام صادق علیه السّلام با سفیان ثوری
داستان حضرت صادق با سفیان ثوری.1
- . الکافی، ج 6، ص 442:
«علی بن محمَّدِ بنِ بُندار عن أحمَد بنِ أبیعَبدِاللهِ، عَن محمّدِ بنِ علی رفعهُ قال: مَرَّ سُفیانُ الثَّورِی فی المَسجد الحَرامِ، فَرأی أباعبدِاللهِ علیه السّلام و علیه ثیابٌ کثیرَةُ القیمَةِ حِسانٌ؛ فَقال: واللهِ لَآتِینَّهُ و لَأُوَبِّخَنَّهُ! فَدَنا مِنهُ، فَقال: ”یا ابنَ رَسُولِ اللهِ، ما لَبِسَ رَسولُ اللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم مِثلَ هَذا اللِّباسِ و لا علیٌّ علیه السّلام و لا أحَدٌ مِن آبائِک!“
فَقال: لَهُ أبوعبدِاللهِ علیه السّلام: ”کانَ رَسُولُ اللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم فِی زَمانٍ قَترٍ مُقتِرٍ، و کانَ یأخُذُ لِقَترِهِ و إقتارِهِ؛ و إنَّ الدُّنیا بَعدَ ذَلِک أرخَت عَزالِیَها، فأحَقُّ أهلِها بِها أبرارُها.“ ثُمَّ تَلا: ” ﴿قُلۡ مَنۡ حَرَّمَ زِينَةَ ٱللَهِ ٱلَّتِيٓ أَخۡرَجَ لِعِبَادِهِۦ وَٱلطَّيِّبَٰتِ مِنَ ٱلرِّزۡقِ﴾.* و نَحنُ أحَقُّ مَن أخَذَ مِنها ما أعطاهُ اللهُ. غَیرَ أنِّی یا ثَورِی ما تَرَی عَلَیَّ مِن ثَوبٍ إنَّما ألبَسُهُ لِلنّاسِ.“
ثُمَّ اجتَذَبَ یدَ سُفیانَ، فَجَرَّها إلَیهِ، ثُمَّ رَفَعَ الثَّوبَ الأعلَی و أخرَجَ ثَوبًا تَحتَ ذَلِک عَلَی جِلدِهِ غَلِیظًا؛ فَقال: ”هَذا ألبَسُهُ لِنَفسِی و ما رأیتَهُ لِلنّاسِ.“ ثُمَّ جَذَبَ ثَوبًا عَلَی سُفیانَ، أعلاهُ غَلِیظٌ خَشِنٌ و داخِلُ ذَلِک ثَوبٌ لَیّنٌ؛ فَقال: ”لَبِستَ هَذا الأعلَی لِلنّاسِ و لَبِستَ هَذا لِنَفسِک تَسُرُّها.“»
ترجمه: «مرحوم کلینی به اسناد خود از علی بن محمّد بن بُندار، از احمد بن أبیعبدالله، از محمّد بن علی بهطور مرفوع نقل میکند که: سفیان ثوری در مسجد الحرام به امام صادق علیه السّلام رسید و دید آن حضرت لباسهای گرانقیمت و زیبایی پوشیده است؛ گفت: به خدا قسم میروم و او را توبیخ و سرزنش میکنم! پس به حضرت نزدیک شد و گفت: ”یا بن رسول الله، رسول خدا صلّی الله علیه و آله و علی بن أبیطالب علیه السّلام و هیچیک از پدرانت چنین لباسی را نپوشیدهاند!“
امام صادق علیه السّلام به او فرمود: ” رسول خدا صلّی الله علیه و آله در زمان فقر و تنگدستی مردم زندگی میکرد و به مقتضای همان فقر و تنگدستی، گذران مینمود؛ درحالیکه بعد از آن باران نعمت دنیا فزونی یافت و روزگار به وسعت گرایید، و بنابراین سزاوارترین افراد به نعمتهای دنیا ابرار و نیکان هستند.“ و پس از آن حضرت این آیه را که میفرماید: ﴿بگو چه کسی حرام کرده است زینت خداوندی را که برای بندگانش بیرون آورده است﴾، تلاوت نمود و فرمود: ”و ما از هر فردی که از این عطایا و نعمتهای الهی استفاده میکند، سزاوارتریم. ای ثوری، بدان که این لباسهایی را که بر تن من میبینی لباسهایی است که برای مردم پوشیدهام.“
آنگاه حضرت دست سفیان را گرفت و به طرف خود کشید و لباس روی خود را کنار زد و لباس غلیظ و ضخیمی را که در زیر آن بر روی پوست پوشیده بود، نشان داد و فرمود: ”این را برای خود و آنچه را که میبینی برای مردم پوشیدهام.“ سپس لباس سفیان را که در رو لباسی غلیظ و خشن و در زیر لباسی نرم بود، کنار زد و فرمود: ”امّا تو این لباسِ رو را برای مردم و این لباس نرم را برای خوشی نفس خود پوشیدهای.“» (محقّق)
* سوره أعراف (7) آیه 32.
- . الکافی، ج 6، ص 442:
