
مطلع انوار ج13
مواعظ رمضان المبارک 1370 هجری قمری
جلد سیزدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، مشتمل بر متنِ مواعظِ مؤلّف در ماه رمضان سال 1370 ه. ق در مسجد قائم طهران میباشد که به اهتمام خود مؤلف به رشتۀ تحریر درآمده است. عمق مباحث مطروحه، شیوایی و روانیِ سخن برای پویندگان معرفت، جاذب و راهگشا میباشد. اهمّ مطالب مندرجه در این مجلّد: • مباحثی مختصر دربارۀ حقیقت دین؛ عدم تحریف قرآن، تحریف کتب مقدّس ادیان؛ عصمت انبیاء و پاسخ به شبهات. • مباحثی درباره عقل و عقلانیت؛ مباحثی درباره فضیلت علم و علماء. • مباحثی در مورد دنیا، مرگ، برزخ و قیامت، معادجسمانی. • مباحثی در مورد انفاق؛ نیت و اخلاص؛ حقیقت توکل و فضیلت آن؛ امر به معروف و نهی از منکر و شرایط آن.
مطلع انوار ج13
218...1
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] ”بشارت باد تو را به نسیمهای جانفزا که از جانب خدا میوزد، و گلهای خوشبو و بهشت پر نعمت؛ وارد شدی به عافیت، قدمت مبارک باد، خوش آمدی!“ ولیّ خدا میگوید: ”تو کیستی؟“ او در پاسخ میگوید: ”من عمل نیکوی تو هستم که از دنیا به سوی بهشت میآیم.“ و او میشناسد کسی را که او را غسل میدهد، و قسم میدهد افرادی را که جنازه او را حمل میکنند که به سرعت ببرند و زودتر به خاک بسپارند.
و وقتیکه او را وارد در قبرش میکنند، دو ملک به نزد او میآیند و آن دو، دو فرشتۀ بازپرسی و بازجویی کننده از عقاید و کردار او هستند؛ و بهطوری به سمت او نزدیک میشوند که موهای بلند خود را به زمین میکشند و زمین را با دندانهای نیشِ خود میکَنند و شخم میکنند، و صدای آنها چنان مهیب و زننده است که گویی صدای غرّش تند و شدید آسمان است، و چشمان آنان چنان دهشتانگیز و وحشتآور است که گویی مانند برقِ زنندۀ ابرهای سیاه آسمان است. و آن دو میپرسند: ”پروردگار تو کیست؟ و پیغمبر تو کیست؟ و دین تو چیست؟ و امام تو کیست؟“ او در جواب میگوید: ”پروردگار من الله است خدای واحد، و محمّد پیامبر من است، و دین من اسلام است، و علی بن أبیطالب و ائمّه صلوات الله علیهم امامان من هستند.“
آنها میگویند: ”خداوند ثابت بدارد تو را به آنچه موجب خشنودی و محبّت تو است.“ و این گفتار آنان، گفتار خداست که میفرماید: ”ثابت و برقرار میدارد خداوند کسانی را که ایمان آوردهاند به گفتار ثابت در دنیا و آخرت.“ پس تا جایی که شعاع چشم او برسد و نور دیدگان او بدانجا راه یابد، قبر او را برای او توسعه میدهند، و دری را از بهشت به روی او باز میکنند و به او میگویند: ”به خوابِ خوش بخواب، با چشمهای تازه و خنک و شادمان؛ بخواب مانند خوابِ جوان سالم برومند متنعّم.“ و این گفتار آنان، گفتار خداست که میفرماید: ”بهشتیان در آن هنگام بهترین جایگاه و بهترین استراحتگاه و خوابگاه را خواهند داشت.“
و اگر آن شخص تازه مرده، از دشمنان خدا باشد، کسی به نزد او میآید که از تمام افراد مردم لباسش زنندهتر و زشتتر و بوی بدنش از همه متعفّنتر است؛ و به او میگوید: ”بشارت باد تو را به آشامیدنیهایی که چون فلزّ گداخته پر حرارت است، و به نزدیک شدن و مَس کردن آتش دوزخ!“ و او نیز کسی را که او را غسل میدهد میشناسد، و افرادی را که جنازه او را میبرند سوگند میدهد که قدری نگهدارند و از بردن خودداری کنند.
پس چون در قبرش وارد گردد، آن دو فرشتۀ واردشونده میآیند و بندهای کفن او را میگشایند، و سپس به او میگویند: ”پروردگار تو کیست؟ و پیغمبر تو کیست؟ و دین تو چیست؟“ او در جواب میگوید: ”نمیدانم.“ آنان میگویند: ”ندانستی و در راه هدایت قدم ننهادی؟!“ و چنان با [ادامه در صفحه بعد]
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] ”بشارت باد تو را به نسیمهای جانفزا که از جانب خدا میوزد، و گلهای خوشبو و بهشت پر نعمت؛ وارد شدی به عافیت، قدمت مبارک باد، خوش آمدی!“ ولیّ خدا میگوید: ”تو کیستی؟“ او در پاسخ میگوید: ”من عمل نیکوی تو هستم که از دنیا به سوی بهشت میآیم.“ و او میشناسد کسی را که او را غسل میدهد، و قسم میدهد افرادی را که جنازه او را حمل میکنند که به سرعت ببرند و زودتر به خاک بسپارند.
