
مطلع انوار ج13
مواعظ رمضان المبارک 1370 هجری قمری
جلد سیزدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، مشتمل بر متنِ مواعظِ مؤلّف در ماه رمضان سال 1370 ه. ق در مسجد قائم طهران میباشد که به اهتمام خود مؤلف به رشتۀ تحریر درآمده است. عمق مباحث مطروحه، شیوایی و روانیِ سخن برای پویندگان معرفت، جاذب و راهگشا میباشد. اهمّ مطالب مندرجه در این مجلّد: • مباحثی مختصر دربارۀ حقیقت دین؛ عدم تحریف قرآن، تحریف کتب مقدّس ادیان؛ عصمت انبیاء و پاسخ به شبهات. • مباحثی درباره عقل و عقلانیت؛ مباحثی درباره فضیلت علم و علماء. • مباحثی در مورد دنیا، مرگ، برزخ و قیامت، معادجسمانی. • مباحثی در مورد انفاق؛ نیت و اخلاص؛ حقیقت توکل و فضیلت آن؛ امر به معروف و نهی از منکر و شرایط آن.
مطلع انوار ج13
77...1
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] ”ای خدای من! چگونه تو را بخوانم درحالتیکه معصیت تو را نمودهام، و چگونه تو را نخوانم درحالتیکه تو را شناختهام؟! محبّت تو در دل من است و اگرچه گناهکارم. بلند کردم به سوی تو دستی را که سرشار از گناه است، و دوختم به تو چشمی را که کشیده شدۀ به امید است. ای مولای من! تو بزرگ بزرگانی و من گرفتار گرفتاران؛ من گرفتارم به گناه خودم و گروگانم به جرم خودم. ای خدای من! هرآینه اگر مطالبه کنی از من به دستاویز گناهم هرآینه مطالبه میکنم از تو به دستاویز کَرَمت، و اگر مطالبه کنی از من به دستاویز جریرهام هرآینه مطالبه میکنم از تو به دستاویز عَفوت، و اگر مرا امر به سوی آتش کنی هرآینه به اهل آن اعلام خواهم نمود که من حقّاً گویندۀ لا إله إلّا الله محمّد رسول الله بودهام. بار پروردگار من! طاعت تو را خشنود میسازد و معصیت به تو ضرری نمیرساند؛ پس عنایت کن به من آنچه تو را خشنود کند و بیامرز بر من آنچه تو را ضرری نمیرساند، ای أرحم الرّاحمین.“»
معاد شناسی، ج 7، ص 240:
«و همچنین مؤلّف مزار کبیر که سیّد فخارُ بنُ مَعد موسوی و یا بعضی از بزرگان افاضل معاصرین او میباشد، میگوید:
برای من روایت کرد شریف أبوالمکارم حمزة بن علی بن زهرة علوی ـ أدام الله عزّه ـ و با الفاظ خود در شهر کوفه در سنۀ پانصد و هفتاد و چهار برای من املاء نمود، از پدرش، از جدّش، از شیخ أبیجعفر محمّد بن بابَوَیه ـ رضی الله عنه ـ از حسن بن علی بیهقی، از محمّد بن یحیی صَولی، از عَون بن محمّد کِندی، از علی بن میثم ـ رضی الله عنه ـ از میثم تمّار که او گفت:
شبی از شبها مولای من امیرالمؤمنین علیه السّلام مرا با خود از کوفه به خارج آن برد، و به سوی صحرا میرفتیم؛ تا آنکه چون به مسجد جُعفی رسید، رو به قبله نمود و چهار رکعت نماز گذارد، و چون سلام داد و تسبیح گفت، دستهای خود را برای دعا گشود و چنین گفت:
”إلَهِی کَیفَ أدعوکَ و قَد عَصَیتُکَ، و کَیفَ لا أدعوکَ و قَد عَرَفتُکَ و حُبُّکَ فی قَلبی مَکینٌ؟! مَدَدتُ إلَیکَ یَدًا بِالذُّنوبِ مَملوَّةً و عَینًا بِالرَّجَاءِ مَمدُودَةً. إلَهی أنتَ مالِکَ العَطایا و أنا أسیرُ الخَطایا، و مِن کَرَمِ العُظَماءِ الرِّفقُ بِالاسَراءِ و أنا أسیرٌ بجُرمی مُرتَهَنٌ بِعَمَلِی. إلَهی ما أضیَقُ الطَّریقَ عَلَی مَن لَم تَکُن دَلیلَهُ، و أوحَشَ المَسلَکَ عَلَی مَن لَم تَکُن أنیسَهُ!*“ ـ تا آخر دعائی که خواندند.
و سپس صدای خود را کوتاه کردند و به حال إخفات دعائی کردند، و سپس سجده نمودند و چهرۀ خود را به خاک میمالیدند و صد مرتبه در آن حال العَفوَ العَفوَ گفتند، و سپس برخاستند و از مسجد جُعفی بیرون آمدند و راه صحرا را در پیش گرفتند... .
* این دعا طویل است و قریب یک صفحه از صفحات کتاب بحار الأنوار طبع کمپانی است، و معنای این فقرات ذکر شده این است:
”خدای من! چگونه تو را بخوانم درحالیکه معصیت تو را کردهام، و چگونه تو را نخوانم درحالیکه تو را شناختهام و محبّت تو در دل من جای گرفته است؟! من دستهای پر از گناهان خود را به سوی تو گشودهام، و چشمان پر از امید را به سوی تو دوختهام. پروردگار من، تو مالک بخششها هستی و من اسیر لغزشها، و از اخلاق کریمانۀ بزرگان است که با اسیران مدارا میکنند و من اسیر جرم و جنایت خود هستم و گروگان عمل. خدای من! چقدر تنگ است آن راهی که تو راهبرش نباشی، و چقدر ترسناک است آن طریقی که تو در آن مونس نباشی!»
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] ”ای خدای من! چگونه تو را بخوانم درحالتیکه معصیت تو را نمودهام، و چگونه تو را نخوانم درحالتیکه تو را شناختهام؟! محبّت تو در دل من است و اگرچه گناهکارم. بلند کردم به سوی تو دستی را که سرشار از گناه است، و دوختم به تو چشمی را که کشیده شدۀ به امید است. ای مولای من! تو بزرگ بزرگانی و من گرفتار گرفتاران؛ من گرفتارم به گناه خودم و گروگانم به جرم خودم. ای خدای من! هرآینه اگر مطالبه کنی از من به دستاویز گناهم هرآینه مطالبه میکنم از تو به دستاویز کَرَمت، و اگر مطالبه کنی از من به دستاویز جریرهام هرآینه مطالبه میکنم از تو به دستاویز عَفوت، و اگر مرا امر به سوی آتش کنی هرآینه به اهل آن اعلام خواهم نمود که من حقّاً گویندۀ لا إله إلّا الله محمّد رسول الله بودهام. بار پروردگار من! طاعت تو را خشنود میسازد و معصیت به تو ضرری نمیرساند؛ پس عنایت کن به من آنچه تو را خشنود کند و بیامرز بر من آنچه تو را ضرری نمیرساند، ای أرحم الرّاحمین.“»
