اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

عنوان بصری ج۲

73٬600
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «عنوان بصری» حاصل مجالس حضرت آیت‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» می‌باشد که طی سالیانی متمادی برای رفقا و شاگردان سلوکی و پویندگان مکتبِ عرفان و توحید ایراد فرموده‌اند، که همراه با ویرایش به زیور طبع آراسته شده است. تبیین ظرائف ژرفِ تربیتی و سلوکی با بیانی روان و شیوا، همراه با ذکر مصادیق، امثله و حکایات متنوّع از شاخصه‌های این کتاب شریف بوده که در نوع خود بی‌نظیر می‌باشد. مجلد دوم از این مجموعه، در موضوع «حقیقت وِرد و ذکر» و تبیینِ «ملاک ذکر حقیقی» و «رابطه ذکر با توحید» به ساحت علم و فضیلت تقدیم می‌گردد. اهم مطالب مندرج در این مجلد: • نیازمندی روح به ذکرْ همانندِ احتیاج جسم به تغذیه • قلب مؤمن تنها جایگاه تجلیّات ذاتیّ خداوند • تأثیر ذکر در جلای قلب و قطع تعلّق از دنیا • ذکر یعنی توجّه به جنبۀ ربطی موجودات • اختراعات اخیره، برای اهل عرفان است! • افتخار مولانا و حافظ به خاکساری ائمه علیهم‌السلام • ضرورت ذکر در عین اشتغال به امور دنیوی • لزوم فراهم‌سازی شرایط کمالی انسان، در حکومت اسلام، جهت ایجاد آرامش فکری • انتساب قوای الهی به خود، بزرگترین خطر سالک • احساس بی‌نیازی معنوی، بزرگترین مرض روحی • کاریزما، بزرگترین آفت در سیر و سلوک • تأثیر بیداری بین‌الطلوعین در قوای فکری انسان • ضرورت ذکر در انکشاف حقایق توحیدی • دیدگاه توحیدی و پدرانۀ رسول‌خدا نسبت به کفّار • لزوم توجه به اسمای حُسنای الهی در هنگام ذکر • به کار‌گیری اسماء و صفات الهی در زندگی روزمره • ضرورت استمرار اذکار و تمرینِ پیاده‌سازی آن در زندگی

سرای جاوید

عنوان بصری ج۲

109
  • به‌دنبال عقل و فهم هستند به‌جهت وِزان علمیشان بخواهند تا اندازه‌ای از آنها استفاده کنند.

  • حکایتی پیرامون درماندگی ابوبکر از پاسخ به اهل‌کتاب

  •  این قضیه در روایتی در ارشاد شیخ مفید آمده است:

  • مردی از علمای یهود نزد ابوبکر آمد و به او گفت: «آیا تو خلیفۀ پیغمبر این امت هستی؟»

  • نامۀ ابوقحافه به فرزندش ابوبکر در علت عدم بیعت با وی (ت)

  • گفت: «بله. (راضی نبودیم ولی بالاخره تکلیف شرعی بود و چاره‌ای نداشتیم؛ مردم اصرار کردند و ما را به‌جای پیغمبر نشاندند، و اگر قبول نمی‌کردیم کسی نبود این بار را از زمین بردارد!1 از این قبیل توجیهاتی که 

  •  

    1. امام‌شناسی، ج ٨، ص ٢١٣:
      «در احتجاج طبرسی* آمده است: چون ابوبکر به خلافت انتخابی رسید، پدرش ابوقُحافه در طائف بود. ابوبکر نامه‌ای به پدرش به این عنوان نوشت:
      مِن خلیفةِ رسولِ اللهِ إلیٰ أبی ‌قُحافَةَ: أمّا بَعدُ، فإنَّ النّاسَ قَد تَراضَوا بی؛ فإنّی الیَومَ خلیفةُ اللهِ! فَلَو قَدِمتَ عَلَینا کانَ أقَرَّ لِعَینِک!
      ”از خلیفۀ رسول خدا به‌سوی ابوقحافه: اما بعد، به‌درستی‌که تمام مردم به حکومت من راضی شده‌اند، و بنابراین من امروز خلیفۀ خدا هستم! اگر تو به‌سوی ما بیایی موجب سرور و شادمانی و تازگی و خنکی چشم تو خواهد بود.“
      چون نامه را ابوقحافه قرائت کرد به رسول گفت: ”چه مانع شد که علی را خلیفه نکردند؟!“ رسول گفت: ”او جوان بود، و کشتارش در قریش و غیر‌قریش بسیار بود، و ابوبکر سنّش از او بیشتر است.“
      ابوقحافه گفت: ”اگر خلافت به سن است، من به خلافت سزاوارترم که پدر او هستم. آنها به علی ظلم کردند که حقّ او را ربودند؛ و پیغمبر برای علی بیعت گرفت و ما را امر کرد که با علی بیعت کنیم.“
      آنگاه نامه‌ای به این عنوان در پاسخ نوشت:
      از ابوقحافه به‌سوی پسرش ابوبکر: اما بعد، مکتوب تو به من رسید؛ من آن را نامۀ احمقی یافتم که بعضی از آن بعض دیگر را نقض می‌کرد. یک بار می‌گویی: ”خلیفۀ رسول خدا“ و یک بار می‌گویی: ”خلیفۀ خدا“ و یک بار می‌گویی: ”مردم به من راضی شده‌اند“!
      این امر، امری است که بر تو ملتبس شده است! داخل در امری مشو که خروج از آن فردا برای تو سخت باشد، و عاقبت آن در روز قیامت، آتش و ندامت و ملامت نفس لوّامه در موقف حساب باشد. برای هریک از امور، مدخل و مخرج خاصی است که از آن مدخل باید داخل شد و از آن مخرج بیرون رفت؛ و تو می‌دانی که در امر خلافت چه کسی بر تو اولویت دارد! خداوند را مراقب باش به‌طوری‌که تو او را می‌بینی و صاحب ولایت را وامگذار! چون اگر امروز خلافت را ترک کنی برای تو آسان‌تر و سالم‌تر است.»
      اینها همه بازی است؛ خدا نکند که نعمت بصیرت از انسان منع شود و خداوند افسار انسان را به گردن خودش بیندازد.
      * احتجاج (طبرسی) ج ١، ص ١١٥.
/ 358