در کتاب «اربعین در فرهنگ شیعه» اثر گرانسنگ حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، با استفاده از منابع تاريخى و روايى و تمسّك به سيره حضرات معصومين عليهمالسّلام، به اثبات رسیده است که اربعین از مختصّات حضرت سیدالشهداء علیه السلام بوده و علیرغم تأکیداتِ بسیار بر اقامۀ مجالس ذکر، هیچ اثری از اقامۀ مجلس اربعین براى ساير معصومین علیهم السلام در طول تاریخ به چشم نمىخورد. از اینرو اربعين گرفتن براى اموات به هر صورت، مورد امضایِ شارع نبوده و بدعت و محرّم است. اهمّ مطالب مندرجه در این اثر: • حقیقت معنای «شعار» در مکتب تشیع • ولایت و امامت، محور اصلی در مکتب تشیع • تعدّی از حدود ولایت، منافی با تعبّد و منجر به بدعت است. • قیام سیدالشهداء علیه السلام حیاتیترین شاخص حق و باطل • ارزش تاریخ عاشورا به حضور یک امام معصوم است؛ نه یک فرد عادی • غلط بودن مراسم «هفتم» و «چهلم» و «سال» برای اموات، بر اساس مبانی شریعت • زیارت اربعین، علامتِ ایمان و شعارِ شیعه
اربعین در فرهنگ شیعه
38حسن کردار و رفتار او شهادت دادند و من به جهت احترام آنها از گناهانش درگذشتم و آنچه را دیگران از او نمیدانستند بیامرزیدم!“»
امام باقر علیه السّلام: «حدّ همسایگی تا چهل منزل از هر طرف است.»
همینطور خصوصیّت آثار این عدد را در مسائل اخلاقی و آداب شرعی و حقوق اسلامی میتوان مشاهده نمود؛ چنانچه مرحوم کلینی با سند خود از امام باقر علیه السّلام روایت نموده است که:
حَدُّ الجِوارِ أربعون دارًا مِن کلّ جانبٍ، مِن بَینِ یدَیهِ و مِن خلفِه و عن یمینِه و عن شِمالِه؛1 «حدّ همسایگی تا چهل منزل از هر طرف ـ روبهرو، پشت سر، سمت راست و سمت چپ ـ میباشد.»
و در روایت دیگر، عقبة بن خالد از حضرت صادق علیه السّلام روایت میکند که فرمودند:
قال أمیرُالمؤمنین: «حریمُ المسجِد أربعون ذِراعًا، و الجِوارُ أربعون دارًا مِن أربعةِ جَوانِبها.»2
«امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: ”حریم مسجد چهل ذراع از هر طرف میباشد، و حریم همسایگی چهل خانه از چهار طرف است.“»
تأثیر عدد چهل در ارتقاء معنوی و کسب فضائل روحی
و امّا در امور عبادی و مسائل سلوکی و روحانی و کیفیّت تأثیر این عدد در ارتقاءِ معنوی و کسب فضایل روحی و عبور از مراتب نفس، مطالبی است که در حوصله و ظرفیّت این مختصر نمیگنجد. و جملۀ فریقین را در این، أنظاری است و حکایاتی و اشاراتی؛ و ما به بعضی از آنها در اینجا اشاره میکنیم.
- الکافی، ج ٢، ص ٦٦٩.
- الخصال، ج ٢، ص ٥٤٤.

