در کتاب «اربعین در فرهنگ شیعه» اثر گرانسنگ حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، با استفاده از منابع تاريخى و روايى و تمسّك به سيره حضرات معصومين عليهمالسّلام، به اثبات رسیده است که اربعین از مختصّات حضرت سیدالشهداء علیه السلام بوده و علیرغم تأکیداتِ بسیار بر اقامۀ مجالس ذکر، هیچ اثری از اقامۀ مجلس اربعین براى ساير معصومین علیهم السلام در طول تاریخ به چشم نمىخورد. از اینرو اربعين گرفتن براى اموات به هر صورت، مورد امضایِ شارع نبوده و بدعت و محرّم است. اهمّ مطالب مندرجه در این اثر: • حقیقت معنای «شعار» در مکتب تشیع • ولایت و امامت، محور اصلی در مکتب تشیع • تعدّی از حدود ولایت، منافی با تعبّد و منجر به بدعت است. • قیام سیدالشهداء علیه السلام حیاتیترین شاخص حق و باطل • ارزش تاریخ عاشورا به حضور یک امام معصوم است؛ نه یک فرد عادی • غلط بودن مراسم «هفتم» و «چهلم» و «سال» برای اموات، بر اساس مبانی شریعت • زیارت اربعین، علامتِ ایمان و شعارِ شیعه
اربعین در فرهنگ شیعه
41«و همنشین ماهی (حضرت یونس علیه السّلام) را به یاد آور در وقتی که با حالت خشم و غضب از قوم خود کناره گرفت، و چنین پنداشت که ارادۀ قاهره و مشیّت متقنۀ ما دامان او را نمیگیرد (و فقط این قهر و غلبه مخصوص قوم و افراد شهر اوست؛ و ما او را در شکم ماهی قرار دادیم). پس در ظلمات، خدای را بخواند که: هیچ معبودی و مؤثّری در عالم وجود جز ذات اقدس تو نیست! تو منزّهی از هر حمد و ثنا و سپاس ما، و از هر فکر و خیال و وهم و ادراک ما نسبت به ذات ذوالجلال خود (و ما تو را با افکار خود و نیّات ناقصه و عقل ضعیف و سعۀ وجودی محدود خود طلب میکنیم، و تو بالاتر و برتر از وهم و خیال ما هستی)، بهدرستیکه من از زیانکارانم و بر نفس خود با این افکار و کردار، ظالم میباشم *
پس آنگاه ما او را بیامرزیدیم و دعای او را اجابت نمودیم و او را از غم و کدورت و تألّم عالم اعتبار، رها ساختیم و به عالم حقایق و واقعیّت توحید وارد نمودیم، و سرّ این حقیقت را به او نمایاندیم؛ و اینچنین مؤمنین را نجات و رستگاری میبخشیم.»
در این واقعه، خدای متعال پرده از برخی از اسرار توحید و کیفیّت نفوذ و تنزیل مشیّت خود در عالم کثرات را برمیدارد، و غیرت خود نسبت به ارادۀ مطلقه و همسانی و استواءِ جمیع مخلوقاتش را در جهت ارتباط و انتساب به ذات ربوبی ابراز میدارد، و عدم انحصار ارادۀ ذات و مشیّت او را در قالبی خاص و طریقی مخصوص و شیوهای محدود بیان میکند؛ بلکه ذات اقدس حق، فعّال ما یشاء و حاکم ما یرید است و هیچکس و هیچ تشخّصی نمیتواند او را در قالبی محدود کند و توقّع شیوهای به خصوص را از او داشته باشد. و این نکتهای بود که حضرت

