اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل (4) في أن الواجب لذاته واجب من جميع جهاته‏

جلسه ۱۳۲

توضیحات:

فصل (4) في أن الواجب لذاته واجب من جميع جهاته‏

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۳۲

11
  •  فالسکن مع ذاته ... بالوجوب و الضروره‌.

  •  اگر ذات ممكن را در نظر بگیرید یعنى صِرف تبدّل و تغیر او را در نظر بگیرید اینكه الان متغیر شده است و اینكه الان به صورت در آمده است و اینكه الان مختلف شده است و اینكه الان تغایر بین او و بین دیگرى پیدا شده است واین ذات كه عبارت از ماهیت است در نظر بگیرید این ممكن است و جایز است یعنى امكان و جواز بر آن حمل مى‌شود و اگر این را با جاعل و فاعل تامش به حساب بیاورید این ضرورت دارد. بالوجوب و الضروره است چون علت لا محاله جداى از معلول نیست. سواء اخذ هذا ... من قبل ذاته‌

  •  حالا مى‌خواهد این ملحق شدن و چسبیدنِ به مبدأ و ملتجى و متكى به منشأ شدن از قِبَل ذاتش باشد یعنى استدعاى افتقارى و استدعاى ذاتى باشد. ذات الفاقره الرشحیه تعقلیه‌. از این ناحیه كه ذات او اقتضاى انتساب به مبدأ مى‌كند یا این دو صوق و التهاب از قِبَل اقتضاى مُبدِع او كه فیاض است و وهاب است باشد الباسط من یشاء به هر كسى بخواهد بدون حساب فیض مى‌دهد از هر دو جهت بگیرى‌ فرق نمى‌كند ـ چه علىّ خواجه چه خواجه علىّ ـ چه بگوئید كه این ذاتاً نمى‌شود بدون علت باشد پس در قیاس با علت؛ وجوبِ بالقیاس الى الغیر دارد. یا اینكه بگوئید دائماً علت نمى‌شود بیكار بماند؛ دائما شروع مى‌كند به درست كردن و این خلق را خدا راه انداخته است این هم از ناحیه فاعل مى‌شود. یكى مى‌گفت مى‌دانى جریان درست كردنش چیست؟ به ما مى‌گفت خدا صبح كه بلند مى‌شود، ملائكه‌اش را از خواب بیدار مى‌كند این صبح بالاخره همه سرحال هستند و خوابشان را كردند شروع مى‌كنند مثلًا خدا به آنها مى‌گوید امروز پنجاه هزار تا باید درست كنید مى‌گویند بسیار خب شروع مى‌كنند قشنگ چشم در مى‌آورند ابرو در مى‌آورند درست مى‌كنند این طرف و آن طرف مى‌كنند این براى كار ساعت هفت صبح است یك مقدارى مى‌گذرد نفر دوم خب بالاخره خسته مى‌شوند یك مقدارى درست مى‌كنند ابرویش را آن طور مى‌كنند دمش را فلان مى‌كنند این مال ساعت هشت است ساعت ده مى‌شود مى‌گویند بابا پنجاه هزار تا باید شب تحویل خدا بدهیم اینكه فعلًا دو تا سه تا درست شده است خب بزن مشغول شو خلاصه همین طورى مى‌زنند حالا ساعت چهار بعد از ظهرى داریم هفت شبى داریم ساعت دوازده كه باید تحویل بدهند یك دفعه مى‌بینند چهل هزار تا هنوز كم است اینجا دیگر مى‌زنند بعد یكى مى‌گفت این كار هفت صبح است این كار چهار بعد از ظهر مى‌باشد خلاصه مثل اینكه ما براى آخر شب هستیم دیگر داشتند توى خواب خلاصه مى‌چسباندند.

/ 260