اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۳۲

0
اسفار
اسفار

فصل (4) في أن الواجب لذاته واجب من جميع جهاته‏

جلسه ۱۳۲

4
  •  من باب مثال، اگر شما یك قاشق عسل را بردارید و یك مقدارى سرش را كج كنید این عسل از سرقاشق كه كج مى‌شود شروع مى‌كند به ریختن یك خطى را تشكیل مى‌دهد این خطى كه از این عسل دارد مى‌آید نفس آن عسل است منتهى آن عسل درقاشق مجتمع بود و الان دارد این عسل كم كم جدا مى‌شود و از آن منبع دارد پایین مى‌آید این خط همان است كه جداى از او نیست به جهت اینكه از آن منبع پایین مى‌آید غیر از آن منبع كه نیامده است و در موقع پایین آمدن رابطه خودش را با آن منبع قطع نكرده است ـ مى‌گویند عسل خوب آن است كه اگر یك ساعت هم قاشق چاى خورى را نگه دارید هیچ قطع نشود نمى‌دانم. بله خلاصه اگر قطع بشود دلیل بر تقلبى بودن آن است ـ مثل اینكه همدان یك كوهى دارد پشت آن كوه سالى ٥ هزار كیلو، اول پنجاه هزار كیلو بود بعد ٥ هزار كیلو شد وآخرش ٥ كیلو عسل مى‌دهد آن دره نمى‌دانم چه نامى دارد در دنیا اول است زنبورش از كجا آمده نمى‌دانم ملكه‌اش از كجا آمده است در هر صورت شهر نظر شده‌اى است ـ حالا این عسلى كه پایین مى‌آید و الان از مبدأ تنازل پیدا كرده جنبه ربطى خودش را با مبدأ حفظ كرده است حالا آیا ممكن است بگوئیم آن عسل كه در مبدأ هست شیرین است اما این عسل كه پایین آمده ترش شده؟ آن عسلى كه در مبدأ هست داراى این خاصیت است و وقتى كه به شكل یك نخ شده است دیگر خاصیتِ‌ عسل را ندارد آن تبدیل به سركه مى‌شود یا خواص دیگرى دارد اینها خلاف است. در مورد نور هم همین مثال را مى‌زنند وقتى كه نور خورشید از یك جا بتابد نور خورشید در مركز خودش اگر نگاه كنیم مى‌گویند شصت هزار درجه حرارت دارد این شصت هزار درجه حرارت دارد مثلًا یك آهن درحرارت شش هزار درجه ذوب مى‌شود و در اطرافش میلیونها هزار درجه به خاطر میدان مغناطیسى آن ایجاد مى‌شود، ولى خود مركزش شش هزار است. چون خود نور حامل حرارت انرژى است یعنى خود فتون هاى نور با خودشان حرارت و انرژى را حمل مى‌كنند. حالا این نور در مركز خورشید. كه شش هزار درجه حرارت همراه با خودش دارد وقتى همین نور جدا مى‌شود و پایین مى‌آید مرتّب از آن خصوصیاتش‌كم‌مى‌شود ولى وقتى كه به زمین مى‌رسد باز این نور حرارت خودش را دارد. به اصطلاح آن شدت نوریه خودش را از دست مى‌دهد. اما در عین حال با از دست دادن شدت نوریه‌اى كه همراه با او هست به هرمقدارى كه باشد باز آن انرژى با نوروجود دارد. حالا وقتى كه این نور از آن مركز مى‌خواهد بتابد مراحلى را طى مى‌كند تا اینكه به زمین مى‌رسد و خیلى مرحله نازله‌اى را طى كرده است تا در یك مرحله نازله خیلى پایین‌تر قرارگرفته است. این خواص و آثارى كه مربوط به نور خورشید هست همین خواص و آثار را ما در همین نور متنازله هم مشاهده مى‌كنیم منتها به نحو ضعیف و به نحو بسیار كم كه از رونقش گرفته شده است و این همان است و فرقى نمى‌كند. پس آن تعینات خارجى و آن نور واجب كه مجردِ مَحض است وقتى كه در معانى و اشكالِ اجسامِ غیر مادى و بعد در جسم مادى تنازل پیدا مى‌كند آن وجوبِ خودش را از دست نمى‌دهد آن وجوبِ خودش به حال خودش باقى است یعنى اگر شما براى این وجودى كه پایین مى‌آید یك صفاتى را بر آن بار كنید مثلًا علم و حیات و قدرت را بر وجودى كه در مبدأ هست بار كنید چون وجود، باید قادر باشد و باید حىّ باشد و اگر آن بهاء و بهجت را براى آن وجود ثابت كنید