جلسه ۱۳۴
5بنابراین اشكال در مقام ذات از این نقطه نظر وارد نمىشود كه چطور اشیاء یك وقتى نبودند در آن جا مقام، مقام صقع ربوبى مقام سكون بود ولى در عالم خارج این اشیاء به صورت تغییر و تبدل در خارج ظهور پیدا كردند پس معلوم مىشود بر این كه چون نباید در آن مقام سكون باشد بناءً على هذا این اوصاف اوصاف ازلى نخواهند بود این ها اوصاف بعد هستند
صحبت ما در این است كه همین الان شما به این مسأله نگاه كنید چرا شما مىخواهید برگردید به ماقبل و از تاریخ شروع كنید و بیایید و مسائل را مدّ نظر قرار بدهید الان كه این لیوان دست من است همین الان آیا به علت خودش هست یا نیست ان علت آیا مجرد هست یا نیست این مجرد چطور به صورت متغیر مىآید جلوه مىكند پس این اشكال الان هم هست نه این كه این اشكال بخواهد از بعد برگردد همین الان شما این مطلب را چه مىكنید؟ آیا این تغییرى كه الان در مرتبه ذات در مرتبه خارج پیدا شده است این تغییر حكایت از یك اراده و مشیت مرید نسبت به این تغییر و تحول نمىكند یعنى الان اراده مرید اراده و مشیت پروردگار آیا بر همین تغیرى كه الان در دست من است صدق نمىكند یا این كه یك اراده اى بوده و بعد دیگر بقیه اشیاء بدون آن اراده حاصل شدند سابق ما بچه كه بودیم مسجد كه مىرفتیم پیش مرحوم آقا بعضى ها آنجا بودند آن مهرها گرد بود دیگر این مهرهاى گرد را وقتى بغل هم مىگذاشتند یكى این جا یكى این جا و یكى را هم این جا همین طورى تا آن جا مىدیدید كه مهر مىگذاشتند بعد اولى را مىزدند مىافتاد این اولى مىافتاد روى دومى، دومى روى سوى یك دفعه مىدیدى این چرخید رفت تا صف اول یك دفعه یكى نگاه مىكرد مىدید كه همین طور مهرها دارد كه مىریزد دوباره مىچرخد به این نحو اگر ما فرض و تصور كنیم یك اراده اول بوده آن اراده فقط یك تلنگر زده به این مهر دیگر بعد نشسته كنار همین طور دارد تماشا مىكند این خودش همین طورى مىگردد دور مىزند بچه ها دارند یك اسباب بازى هاى دیگرى كه به این شكل است درست مىكنند به همدیگر مستندش مىكنند این مىخورد به آن این مىخورد به ان آیا اراده حق نسبت به خلقت اشیاء هم به این نحو است یعنى فرض كنید كه یك فوتى كرده در عالم بعد خودش نشسته كنار همین طورى رله وار این عالم براى خودش مىچرخد مىرود كنار و خودش هم هیچ كار ندارد یا این كه نه خودش وقتى كه فوت مىكند پیگیرى آن هم خودش دارد مىكند یعنى هم فوت مىكند هم پاش ایستاده یعنى پاى كوره ایستاده و دائماً یكى یكى قالب درست مىكند و مىزند بیرون وقتى كه فرض كنید كه جناب آقاى آ شیخ مسلم سلمهم الله اراده مىكنند خلیفه الله درست كنند خیال نكنند كه خداى متعال در این جا بیكار نشسته خدا پاى تنور ایستاده و از ان جا دارد اراده مىآید تا این كه همتى در شما و بعث شوق اكید و بعث عضلانى شما خیال كردید عالم همین طور گتره است؟ نه آقا جان بر هر قضیه اش یك حساب و كتابى است یك اراده مستدام بر این مسأله وجود داره و هكذا على اىّ حال

