جلسه ۱۳۸
توضیحات:
فصل (4) في أن الواجب لذاته واجب من جميع جهاته
جلسه ۱۳۸
10همین بچهای که میگوید: «جیزّه»، واضع لغت که نیامده «جیز» (جیم و الف و زاء) را برای سوزندگی وضع کند! بچه میگوید: «جیزّه!» پدر و مادرش به او یاد میدهند. چرا میگوید: «جیزّه»؟ چون اوّل رفته و دستش را به بخاری زده، وقتی که سوخته و گریهاش درآمده، بعد مادرش میگوید: «هان! جیزّهها!» این [بچه] میرود نزدیک [بخاری] میشود و دستش را [نشان میدهد] و به مادر اشاره میکند و میگوید: «جیزّه!» چون این حقیقت را در خارج پیدا کرده است.
حالا اگر این دستش اوّل به بخاری نمیخورد، آیا این معنای «جیزِ» مادر را میفهمید؟! هیچوقت نمیفهمید؛ همینطور به مادرش نگاه میکرد. پس باید اوّل دستش به بخاری بخورد، بسوزد تا بفهمد «جیز» یعنی چه.
وقتی که [بچه] تشنهاش میشود، مادر به او آب میدهد؛ وقتی که آب داد، میگوید: «آبَّه!» اینکه در موقع تشنگی بهدنبال آب میگردد و گریه میکند، چون قبلاً این آب را در موقع تشنگی مادرش به او داده، الآن میفهمد؛ و الاّ [در وقت تشنگی] بلند میشود و میرود مثلاً فرش را گاز میزند؛ چون بچه نمیفهمد!
هر مفهومی را که شما بخواهید تصور کنید، این مفهوم باید در ازای ادراک یک عین خارجی باشد.
تلمیذ: حتى مفاهیم ثانوی فلسفی هم اینطور است؟
استاد: هیچ فرقى نمىكند. تمام اینها یك مابإزاء عین خارجى مىخواهند.
فرض کنید در مفاهیم انتزاعى، مفهوم «ریاست» كه یك مفهوم انتزاعى است، اگر ریاست [را] بخواهید [ادراک کنید] باید این ریاست مابإزاء خارجى داشته باشد تا شما ادراك بكنید. رئیس به که مىگویند؟ در همین اطاق، اگر ما جوری بنشینیم که هیچ امتیازى بین ما در جلوس نباشد، اگر کسی وارد این اطاق بشود و بگوید: «رئیستان كیست؟» به همه یكىیكى نگاه مىكند.
در زمان پیغمبر چرا [مردم] نمیفهمیدند پیغمبر [کدامیک از افراد است]؟ چون جلوس پیغمبر با بقیه فرق نمىكرد. حالا براى آقا یك پتو مىگذارند! یك پوستین مىگذارند! یك دانه مخدّه مىگذارند! شخص که وارد مىشود مثل گاو پیشانىسفید از آن دوكیلومترى پیداست كه این آقا سخنگوست و این آقا در اینجا صحبت مىكند!

