جلسه ۱۳۸
5وقتی که «این علم، عین ذات شد» قدرت هم که عین ذات است، پس «علم عین قدرت خواهد شد.» وقتی که «علم عینِ ذات شد» حیات هم که عین ذات است، پس «حیات هم عین قدرت خواهد شد»، «حیات هم عین علم خواهد شد». اگر اینطور است، پس این اختلاف بین علم و حیات و قدرت دیگر از کجا آمده است؟! این اشکال از کجا مرتفع میشود؟
بحث در مقام عینیتی که الآن در خارج کردیم، فقط به یک «عهد ذهنی» برمیگردد؛ امّا از نقطهنظر مفهومی و مصداقی تفاوتی ندارد. یعنی «کتاب روز شنبه» تبدّل ماهیت به «کتاب روز جمعه» را نداده است؛ همان است. کتاب، کتاب است، تبدیل به سبزی که نشده است! این کتابی که در روز شنبه کتاب بود، روز سهشنبه هم کتاب است و روز جمعه هم کتاب است؛ ماهیت در اینجا یکی است.
آن اختلافی که ما بهواسطۀ آن اختلاف میگوییم: «عین اوست» و «حمل موضوع و محمول»، مصحّحِ «حمل محمول بر موضوع» است، آن اختلاف فقط به «عهد ذهنی» برمیگردد؛ به مقام ابهام در تعین خارجی برمیگردد؛ ولی از نقطهنظر ماهوی که این کتاب فرقی نکرده و حتی یک ذره هم جلدش تغییر نکرده است. فقط به یک «عهد ذهنی» برمیگردد. در این سه مرتبه، هم مفهوماً واحد است و هم مصداقاً واحد است، یعنى یكى است.
منشأ و ریشۀ وضعِ لغت در مفاهیم متخالف
اما در مورد علم و حیات و قدرت چطور شما تصور میکنید؟! علم و حیات و قدرت مفاهیم متخالف هستند؛ وقتی مفاهیم متخالف شدند مصادیقِ متخالف را میطلبند. این تخالف مفهومی علم و حیات و قدرت از کجا آمد؟! از کدام پنجره خودش را داخل کرد؟! اینکه شما میگویید: «خداوند عالم است»، خب بهجایش بگویید: «خداوند قادر است» چرا «عالم» میگویید؟! چرا اینقدر سرِ ما و بقیه را درد میآورید؟! خداوند در قرآنش بگوید: «إنَّ اللهَ عالمٌ» تمام شد و رفت! اصلاً بگوید: «إنَّ اللهَ اللهُ؛ خدا خداست!»

