اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۴۰

0
اسفار
اسفار

فصل (4) في أن الواجب لذاته واجب من جميع جهاته‏

جلسه ۱۴۰

5
  • تلمیذ: این در اوصاف درست است اما در ذوات چه؟ اگر در ذوات بگوییم:‌ خود نفس انسان بسیط و مجرد است آیا می‌تواند این اوصاف را تصور کند؟!

  • استاد: نه دیگر، ببینید به‌طوركلى در هر مرتبۀ از تصور، یك صورت مبهمه و یك صورت مفصله قرار گرفته است. آن صورت مبهمه همان صورتى است كه انسان می‌آید و آن صورت مبهم را به‌وسیلۀ آن صورت مفصل ذهنیه بروز و ظهور مى‌دهد. من‌باب‌مثال در خانه را مى‌زنند و بچه دم در مى‌رود مى‌بیند كه یك آقایى هست و او را نمى‌شناسد، مى‌آید و مى‌گوید: آقاجان، زید آمده و مى‌خواهد شما را ببیند. شما هم چندتا زید در ذهن دارید: زید بن ارقم است، زید بن حارثه است، زید بن بنى‌المصطلق است، زید بن بنى‌الرباب است. چندتا زید را مى‌شناسید، وقتی که مى‌خواهید زید را در ذهنتان تصور بكنید اول قبل از آنكه بخواهید ببینید، از بین این چندتا زید مى‌گردید ببینید كدام‌یك از اینها هست، آن صورتى كه دارید مى‌گردید چه شكلى است؟

  • تلمیذ: این مشتركات درست است، ذهن اینها را انتزاع مى‌كند ولى در این مثال، خود زیدى كه ... .‌

  • استاد: نه، همین زید. بالأخره این زیدى كه الآن مى‌خواهد پیش شما بیاید این زید یك حقیقت حیوان ناطقیت بدون صورت دارد، حالا این حیوان ناطقیت بدون صورت، یا اینكه اول یك‌مدت نیم ساعت در ذهن شما مى‌آید و جولان مى‌دهد تا بعد صورت خودش را براى شما آشكار كند، به او مى‌گویید: این زیدى كه دم در آمده ـ حالا او همین‌طور دم در ایستاده است ـ لباسش چه رنگى است؟ مى‌گوید: لباسش آبى رنگ است. می‌گویید: قدش چقدر است؟ می‌گوید: یك متر و شصت سانتى‌متر است. خب داریم یك‌خرده نزدیك مى‌شویم. می‌گویید: چه طورى حرف مى‌زد؟ تند حرف مى‌زد یا یواش حرف مى‌زد؟ همین‌طور یكى‌یكى که دارد این اوصاف را مى‌شمارد آن صورت اولیه‌اى كه حیوان ناطقیت تنها باشد، بخواهید‌نخواهید دارد مدام لباس عوض مى‌كند و مدام دارد به خودش صفات و اوصافى مى‌دهد، تا اینکه یك‌مرتبه روشن و واضح مى‌شود و آن زید مى‌آید. من‌باب‌مثال گاهى‌اوقات در تلویزیون ارقام و حروفی مى‌آورند و بالا و پایین مى‌كنند و بعد یك‌دفعه مى‌چرخاند و یك عبارت درست مى‌شود. حروف الف، یاء، لام و... را مى‌چرخانند، ذهن آدم به یك مفهوم كلى می‌رود كه چه مى‌خواهد باشد مثلاً آسمان، دریا و چیزهایى كه به‌نحو اجمال انسان ادراك مى‌كند و ذهن مى‌رود، منتها این‌قدر این مطالب سریع است که كسى نمى‌فهمد.