اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۴۰

0
اسفار
اسفار

فصل (4) في أن الواجب لذاته واجب من جميع جهاته‏

جلسه ۱۴۰

6
  • وجود ذهنی مبهم و مفصّل

  • الآن ما داریم ذهن را تجزیه مى‌كنیم و طبقه‌بندى مى‌كنیم. منظورم در اینجا این است كه ما دو وجود ذهنى داریم: یك وجود ذهنى مبهم و یك وجود ذهنى مفصل و ظاهر. این وجود ذهنى مبهم قبل از مفصل در همه‌جا هست، آن وجود ذهنى مبهم است كه خود همان وجود ذهنى مبهم مى‌آید و دایرۀ خود را از بقیه جدا مى‌كند. وقتى كه مى‌گوییم: زید آمد، حیوان و غنم و شجر و اقلام‌ و... ، همۀ اینها کنار مى‌روند و فقط حیوان ناطقیت بدون صورت براى شما در اینجا مى‌ماند. منتها آن حیوان ناطقیت، حیوان ناطقیتى است كه باز در وهلۀ اول حیوان ناطق است و بعد در وهلۀ دوم آن حیوان ناطق یك‌خرده مفصل مى‌شود و یك‌خرده به مرحلۀ ظهور مى‌آید و یك‌عده خارج مى‌شوند و خارج مى‌شوند تا اینكه این زید براى شما یك وجود ذهنى مفصلى به‌وجود مى‌آورد. این زید خودش نیامده، زید دم در است، خودش در ذهن شما كه نیامده، اگر مى‌آمد که دیگر خیلى مسائل پیش مى‌آمد! نه‌خیر، آن صورت ذهنى‌اش در ذهن شما آمده و وجود ذهنى پیدا كرده است. اسم این را حقیقت مبهمه می‌گذاریم.

  • این حقیقت مبهمه را در هر ماهیتى بخواهید تصور می‌كنید؛ من‌باب‌مثال الآن مهندسی نشسته و مى‌خواهد این منزل را مهندسى بكند و در ذهن بیاورد، اول وهله‌اى كه مى‌خواهد شروع بكند یك منزل كلى با یك ابعاد در ذهنش آمده است، ولو یك ثانیه طول بكشد. همین‌قدر كه مى‌خواهد منزل را تصور بكند، دریا را كه تصور نكرده، آسمان را که تصور نكرده، قطار راه آهن را كه تصور نكرده، همین‌كه مى‌گوییم: تصور نكرده، یعنى آمده و یك ماهیتى را در وهلۀ اول از بین ماهیات دیگر جدا كرده ولو یك ثانیه طول كشیده است، منتها این‌قدر این سریع مى‌گذرد که خودش هم نمى‌فهمد. بعد از این یك ثانیه شروع مى‌كند و این را دیدن و آن را دیدن. در پس هر وجود ذهنى یك وجود مبهم خوابیده است؛ یعنى در ابتدایش هست. با آن وجود مبهم اول مى‌آید و بین این وجود ذهنى و بین بقیه جدا مى‌كند.