جلسه ۱۴۲
توضیحات:
فصل(5) في أن واجب الوجود واحد
جلسه ۱۴۲
9برهان مرحوم آخوند بر وحدت واجب الوجود
درعینحال مرحوم آخوند در اینجا قائل شدند به اینكه باید بر وحدت واجب الوجود برهان آورد. برهان ایشان هم خیلی روشن است بر اینكه بالاخره آیا این دو حقیقت مخالف در مفهوم واجب الوجود شریك هستند یا خیر؟ اگر مابهالاشتراك عین مابهالاختلاف باشد پس از آنها نفى واجب الوجود كردید و اگر مابهالاختلاف جدا باشد و این از عوارض جزء باشد پس اثبات جزئیّت و تركیب در این وجود كردید، و تركیب اقتضای علّت و احتیاج مىكند. اگر این مابهالاختلاف خارج از حقیقت باشد، بهعنوان عارض باشد، حالا عارض، یا معلول براى نفس ذات است كه در اینجا محال است، به جهت اینكه لازمهاش این است كه عارض مسبوق به خود ذات باشد، درحالیكه علّت همیشه قبل از معلول است و باید ذاتى وجود داشته باشد تا اینكه این ذات خودش موجد و مولّد عارض باشد، و در اینجا مسئله غیر از این است. اگر عارض از خارج بیاید، یعنى مابهالامتیاز از خارج بیاید پس احتیاج به یك علّت خارجى هست كه آن علت خارجی به این واجب الوجود تعیّن بدهد. درهرحال در ذات واجب الوجود اشكال لازم مىآید. مرحوم آخوند با این برهان مطلب را اثبات كردند. برهانى كه ما آوردیم مافوق لِم بود. یعنی ما در آنجا از نفس حقیقت خود وجود براى اثبات وحدت استفاده كردیم، اما مرحوم آخوند از بحث از عوارض و احتیاج این وجود به تعیّن استفاده كردند. یعنى از باب اینكه اگر دو حقیقت متخالفه داشته باشیم، خود وجود باید یك مابهالاشتراك و مابهالامتیاز داشته باشد؛ بالاخره هردو واجب الوجود هستند. اگرچه در همین مسئله یك شبههاى هست كه در معناى انتزاع و عدم انتزاع است که فردا إنشاءالله بحث مىكنیم.
اللهمَ صلّ علی محمد و آل محمد

