جلسه ۱۴۲
5حالا این دایرۀ تعیّن، یك دایرۀ وسیعى است. یعنى منبابمثال وجود این یک لیوان، وجودی است که تعین آن با تعیّن لیوان دیگر منافات دارد. همانطورى كه در بحثهاى روز گذشته عرض كردم. اما وجود حق، تعینى است كه آن تعین با تعیّن این لیوان منافات ندارد. این میشود وجود وسیع و آن میشود وجود ضیِّق. یعنى آن وجود حق ببساطتِه و صرافتِه داراى یك تعیّن خارجى است كه در آن تعین خارجی، تعیّن این لیوان هم گنجانده شده است، تعیّن این كتاب هم گنجانده شده، تعیّن این پارچ هم در آنجا گنجانده شده است؛ این تعین حق است. پس اینجاست كه مىگوید: «به هرچه مىنگرم عكس رخ یار جلوهگر است»1 یعنى آنچه دارد جلوه مىكند تعینات خارجى است كه در ضمن تعیّن یار در اینجا نمود دارد. و آن تعیّن كه همان تعیّن كلى و تعیّن سعى است، آن تعین عبارت از همان تحقّق وجود حضرت حق است.
تصور تعین وجود بسیط، دلیل ما بر وحدت واجب الوجود
به این مطلب كه ما رسیدیم متوجه این قضیّه مىشویم كه نفس تعیّن این وجود، اِباى از تعیّن وجود ثانى را مىكند. یعنى وقتى كه شما وجود را امر واحدى دانستید و او را قابل براى تركیب و مزج و خلط ندانستید، و تركیب و مزج را در ذات وجود مردود دانستید، نفس تعیّن خارجى این وجود، نفى دوئیّت از خود مىكند و نفى غیریت غیر را مىكند و طرد مماثل و مشابه با این وجود را خواهد كرد، چون وجود واحد است. و تعیّن این وجود یعنى تحقق خارجى این وجود، و تحقق خارجى این وجود ملازم با وحدت خواهد بود.
حالا که به اینجا رسیدیم، كلام بزرگان كه فرمودند: «خود تصوّر تعین وجود، ما را از اثبات وحدت براى واجب الوجود بىنیاز مىكند.» با این بیانى كه ما كردیم اینجا توجیه مىشود.
شبهۀ ابنکمونه در نقض قول کفایت صرف تعین ذات بر اثبات وحدت واجب الوجود
- . دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 11، با قدری اختلاف: «ما در پیاله عکس رخ یار دیدهایم»
؛ دیوان شیخ بهایی، مخمس، با قدری اختلاف: «یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید»
؛ دیوان بلند اقبال، غزل 57، با قدری اختلاف: «هرچه را مینگرم عکس رخ یار من است».
- . دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 11، با قدری اختلاف: «ما در پیاله عکس رخ یار دیدهایم»

