اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۴۳

0
اسفار
اسفار

فصل(5) في أن واجب الوجود واحد

جلسه ۱۴۳

4
  • تلمیذ: این یك امر قهرى است كه هر خواسته‌ای بستگى به شاكلۀ طرف و تصورات طرف دارد. این یك امر قهرى است و هر كسى در محدودۀ خودش فكر مى‌كند.

  • استاد: حالا صحبت سر این است كه آیا ما با خواست‌هاى در عالم دنیا به آخرت می‌رویم، یعنى در عالم آخرت هم همین خواست‌ها را داریم یا اینكه اصلاً در آنجا تبدل موضوع مى‌شود؟ لذا حالا اگر یك كسى بخواهد در آنجا به بعضى از نعمات مشغول باشد معلوم نیست ‌چنین‌خبرهایى باشد، اصلاً آنجا تبدل موضوع مى‌شود!! درهرصورت خلاصه اوستا كریم خودش خوب بلد است و خلاصه دو سرش در دستش می‌باشد!

  • تلمیذ: تبدل موضوع مى‌شود یا اینكه یك مرتبۀ دیگرى از ظهور و بروز داریم. یعنى یك مرتبه از انسان ظهور و بروز دارد كه این مرتبۀ دنیایى ظهور و بروزش در همین خواسته‌هاست؟

  • استاد: عرض نكردم تبدل موضوع است كه حیوان بشود. نه، آن یك مظهرى است و الآن هم یك مظهر است. چون مسئلۀ انسانیت و حقیقیت انسانیت به این خواست‌هاى مادى و شهوانى نیست. یعنى این خواست‌هاى مادى و شهوانى ظهور مرتبۀ حیوانیت انسان است، نه مرتبۀ انسانیت او. در مرتبۀ انسانیت انسان نكاح معنی ندارد، در مرتبۀ انسانیت انسان أكل و شرب معنی ندارد. این اكل و شرب و رشد و نمو و ورود و خروج و امثال‌ذلك تمام اینها براى مراحل حیوانیت است، حیوان این‌طور است. چون انسان در بقاء خودش نیازى به اینها دارد خداوند در وجود انسان از مرتبۀ حیوانیت قرار داده است؛ به‌خاطر این جهت است. چرا ملائكه تولید تناسل ندارند؟ چون حیوان نیستند. چرا اكل و شرب ندارند؟ چون حیوان نیستند. رزق آنها نحو دیگرى است. آنها رزقشان به افاضۀ به علم است، علم برآنها افاضه مى‌شود؛ یك علمى كه اگر یك ذره‌اش به ما افاضه بشود تا دنیا دنیاست دست از خواب و خوراك برمى‌داریم! گیرمان نمى‌آید! خدا سر ما را به همین چیزها گرم كرده است. ما را اینجا آورده است و با این چیزها مشغول كرده است و از آن حرف‌ها خبرى نیست. مگر اینكه یكى زرنگ باشد و خدا تأییدش بكند و یك جورى مسائل را متوجه بشود! حالا آن طرف قضیه كه مى‌رود، خلاصه از این خبرها نیست. مى‌گفت: آن بَهشتی که از این چیزها نداشته باشد من آن را نمى‌خواهم!! صحبت این است كه ما خیال مى‌كنیم خبرى نیست. حالا مى‌گوییم: نكند سیب و گلابى و پرتقالش هم این‌طورى باشد! یعنى آن طرف تبدل موضوع و این حرف‌ها باشد و ﴿فِيهَا مَا تَشۡتَهِيهِ﴾ یعنى حدود اشتها تغییر و تبدل داشته باشد! ولى ظاهراً مثل اینكه این یك قلمش هست، خیلى ناراحت نشویم! هندوانه‌اى و خربزه‌اى و پرتقالى و از این چیزها ظاهراً هست!