جلسه ۱۴۳
1درس یکصد و چهل و سوم
نحوۀ وحدت واجب الوجود (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
فى أنّ واجبَ الوجودِ واحدٌ لا بمعنى أنّ نوعَه منحصرٌ فى شخصِه.
اشکال مرحوم آخوند به قائلین به وحدت نوعی برای واجب الوجود
این فصل در وحدت واجب الوجود است و بحث از وحدت به این معنی كه اثبات نوعیت براى واجب الوجود مىكند ولى آن نوعیت را نوعیت واحد مىداند. یعنى گرچه مفهومى است كه دال بر اكثرین است ولى این مفهوم مصداق واحدى بیشتر ندارد، مانند مفهوم شمس كه مصداق واحد بیشتر ندارد ولى این مفهوم دال بر افراد اكثرین مىتواند باشد. همینطور مفهوم واجب الوجود یك مفهومى است كه ممكن است بر افراد كثیرى دلالت كند بما أنّ هذه الطبیعةُ یُمكنُ أن یصدُقَ له افرادٌ متعددةٌ فى كلّ طبیعةٍ و قولوا هكذا. هر طبیعتى بماهیته دلالت بر افراد كثیرى دارد؛ حالا یا آن افراد كثیر تحقق خارجى دارند یا آن افراد كثیر تحقق خارجى ندارند. آن افرادى كه تحقق خارجى ندارند، یا اینكه ممكن است تحقق خارجى داشته باشند مانند شمس، شمس یك طبیعت نوعیهای است كه دال بر كثیرین است:
یا مانند آنهایى كه معتقدند به اینكه عنقایى وجود دارد و داراى این خصوصیات است. این طبیعت در خارج یك فرد دارد ولى باز مىتوان مانند او را هم در خارج تصویر كرد و اشكالى پیش نمىآید. یا مانند بارى تعالى که در خارج یك فرد بیشتر ندارد و تحقق ثانى براى این فرد محال است. افرادى كه قائل به این مسئله و این مطلب هستند مانند مواقف1 اینها قائل به نوعیت مفهوم واجب الوجود هستند؛ اگرچه در خارج یك فرد بیشتر ندارد و فرد ثانى هم براى او مستحیل خواهد بود. درهرصورت اثبات نوعیت براى واجب كردهاند. اثبات نوعیت مقتضى اثبات ماهیت است و از این نقطه نظر مرحوم آخوند بر ایشان ایراد وارد مىكنند.
فصل (5)
فى أنّ واجبَ الوجودِ واحدٌ
- . المواقف، ص 478.

