جلسه ۱۴۵
10و نحن نقولُ: إنّ معنَى كلامِ الحكماءِ: «وجوبُ الوجودِ عینُ حقیقةِ واجبِ الوجودِ» هو أنّ ذاتَه بنفسِ ذاتِه مصداقٌ للموجودیةِ و محكیٌ عنها بالوجودِ بلا انضمامِ أمرٍ أو ملاحظةِ حیثیةٍ أخرى أیّةَ حیثیةٍ كانت حقیقیةً أو إضافیةً أو سلبیةً.1
«و همین مطلب را ما مىگوییم که معناى كلام حكما كه مىفرمایند: وجود وجوب عین حقیقت واجب الوجود است، این است كه ذات این واجب خودش بهتنهایى مصداق براى موجودیت است، نهاینكه مصداق موجودیت را از خارج بیاورد و محتاج به خارجِ از ذات خودش باشد. و بهواسطۀ وجود، محكى از آن موجودیت است بدون اینكه یك امرى را شما در وجودش ملاحظه كنید یا یك حیثیّت تعلیله را ملاحظه كنید؛ هر حیثیتی كه مىخواهد باشد، حیثیت حقیقیه یا اضافیه یا سلبیه باشد. (یعنى هر كدام از حیثیاتى را شما بخواهید درنظر بگیرید، در خود حقیقتش امرى باشد یا اینكه موجودیت را از خارج و به حیثیت اضافیه بیاورید و یا فاعلى به آن اضافه كنید یا به حیثیت سلبیه بیاورید.)»
اللهمَ صلّ علی محمد و آل محمد
- . الحكمة المتعالیة، ج 1، ص 130 و 131.

