اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۴۵

0
اسفار
اسفار

فصل(5) في أن واجب الوجود واحد

جلسه ۱۴۵

5
  • در مسئلۀ تعینات در اشیاء خارجى، این دو مطلب در جنب هم قرار دارند: مطلب اول تعینى است كه به خود وجود برمى‌گردد و آن تعین مقتضاى ذاتى وجوب من حیث هو هو است، این تعین، تعین حق متعال است، این تعین، تعینى است كه لازمۀ آن ذات است، این تعین، تعینى است كه محتاج به غیر نیست، این تعین، تعینى است كه اقتضاى نفس ذات وجود است. یعنى اگر شما نفس ذات وجود را بدون خلق و بدون ربطی و بدون تشكّل خارجى‌ای، یعنى نفس ذات وجود را تصور كنید آیا این نفس ذات وجود باید باشد یا نباید باشد؟! چون یك حقیقت واقعى و واقعۀ خارجى است؛ خیالى که نمى‌شود باشد، حقیقت كه نمى‌شود تخیل باشد. این واقعیت، یك واقعیت خارجى است. آن [حقیقت] كجاست؟ آن [حقیقت] همه جا هست. درحالى‌كه در یك مسئلۀ اعتبارى و مسئلۀ‌خارجى، همه جا بودن براى آن معنی ندارد که بگوییم: همه جا هست. در یک مسئلۀ حقیقی، همه جا بودن باید معنی داشته باشد. مثل اینکه شما در اینجا دارید نفس مى‌كشید و مى‌گویید: هوا كجاست؟ هوا همین است كه از وقتى كه اینجا آمدید، تا حالا زنده‌اید. همین‌كه زنده هستید و به‌ آن‌طرف تشریف نبردید، همین دلیل بر این است كه استشمام كردید و هوا در اینجا هست كه تنفس كردید. اینکه «این هوا كجاست؟» دیگر معنى ندارد.

  • حالا یك‌وقت شما این هوا را به یك نحوى فشرده مى‌كنید كه براى شما ملموس مى‌شود، این تعین روی تعین مى‌شود. پس یك تعیّن اول داریم و یك تعیّن روى تعین اول داریم. در تعین اول، خود وجود احتیاج به مُعیِّن ندارد كه یك معیّنى بیاید و وجود را تعیّن بدهد، خودش فى‌حدنفسه تعین و تشخص دارد. وجود، احتیاج به مشخِّص ندارد كه نفس حقیقت خود را تشخّص بدهد. چون اگر این كار را بكند نقل كلام در آن مى‌شود كه آیا او هست یا نیست؟ و امثال‌ذلك.