جلسه ۱۴۷
3اگر از آنها سؤال كنند که این ماهیّات در ذهن هم تقرّر دارد! مىگویند: بله، منتها دو جور ماهیّت داریم: یك ماهیّت قبل از عنایت حق است و یك ماهیّت بعد از عنایت حق است. آن ماهیّتى كه قبل از عنایت حق است، همینطورى است كه شما مىفرمایید، ممكن است در ذهن تقرّر پیدا كند، اسم آن را عالم تقرّرات مىگذاریم؛ و آن ماهیّتى كه بعد از عنایت حق است یعنى حق به او عنایت كرده است و او در خارج به همین كیفیّتى درآمده است كه الآن شما مشاهده مىكنید، وجودى ندارد، خیال نكنید كه وجود دارد، نه، هرچه هست ماهیّت است ولى ماهیّتى است كه مورد عنایت واقع شده است. اینها لفظ را برگرداندهاند، والاّ واقعیتّش یكى است، شیره كه نمىتوانید بر سر آن بمالید! با الفاظى مثل واقعیّتِ عنایت و لطافت و ظرافت و از اینطور چیزها كه نمىتوان با آن بازى كرد! حالا آن عنایت چیست؟ آن شخصى كه در مشهد بود مىگفت: نه اصالت الوجود است و نه اصالت الماهیّة است مىگفت: اصالت الجعل است. امّا این جعل چیست؟ آخر این «جیم و عین و لام» همینطوری گفتن یك معنایى دارد، بالأخره اسم جعل ماهیّت چیست؟ یك چیزى به ما نشان بدهید كه اسمش جعل باشد یا جُعَل باشد، اسم این بازى با الفاظ است، والاّ خود آن شخص هم نمىفهمد چه مىگوید! اینكه مورد عنایت واقع شده است و مورد نسبت با حق واقع شده و در خارج تكون پیدا كرده، حق چهكارش كرده است؟! بالأخره یك كار با آن كرده است، آن چیست؟ آیا به آن ماهیّت افاده كرده كه خودش داشته، ماهیّت همین بوده است. به آن وجود داده است و وجود به آن تزریق كرده كه شما با آن مخالف هستید و مىگویید: وجود مال خودش است. این وجود را در كیسه کرده و آن براى خودش است و از كیسه درنمىآورد، پس بالأخره این زید بیچاره كه درست شده یعنى چهكار با آن شده است؟!

