جلسه ۱۴۸
6اختصاص داشتن جنس و حقیقت حمد به ذات پروردگار
لذا در ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾1 «الف و لام» را «الف و لام» جنس مىگیریم، نه «الف و لام» استغراق. یكوقت مىگوییم: الحمدلله رب العالمین، تمام حمدها برگشتش به حمد تو است، یعنى هر كسى هر شخصى را كه حمد مىكند، درواقع تو را حمد مىكند چون تو فاعل آن محمود هستى، تو فاعل آن امر محمود و پسندیده هستى. یكوقت اینطور مىگوییم و یکوقت مىگوییم: اصلاً جنس و حقیقت حمد اختصاص به ذات تو دارد، یعنى وقتى كه یك چیزى دارد چیز دیگرى را حمد مىكند اصلاً نفس این حمد به تو برمىگردد. اشتباه خیال مىكند که دارد این را حمد مىكند. وقتى که شما دارید یك گل را حمد مىكنید ـ البته حمد به جهت اختیارى برمىگردد ـ یا یك شخص را حمد بر یك عمل مىكنید، الآن شما این مظهر را دارید مىبینید و حمد مىكنید اما درواقع او را دارید حمد مىكنید، بهجهت اینكه این عمل پسندیده و این عمل مستحسن حقیقتش از اوست و مجریاش هم اوست و اینطور بهنظر مىآید. پس حقیقت آن عمل چیست؟ مثل نقاشىای مىباشد كه شما این نقاشى را حمد كنید که عجیب نقاشىاى است! چه نقاشىِ عجیبى است، چه ظرافتى دارد! اینكه مىگویید: ظرافت دارد، این رنگى كه الآن در صفحۀ تابلو هست كه حمد ندارد، این رنگ همان رنگی است كه در قلممو میزنند. همۀ این رنگها در قلممو قاطى بود و حالا جدا شده، والا رنگ زرد، رنگ سیاهى، رنگ سفیدى، رنگ قرمزى كه حمد ندارند، چیدهشدنش در كنار هم حمد دارد، آن چیدهشدن مال آن نقاش است. پس شما كه مىگویید: عجب بلبلى الآن در تصویر شاخسار هست، درواقع دارید آن نقاش را حمد مىكنید، والا این فقط یك رنگ زردی است! رنگ زرد كه حمد ندارد، ستایش ندارد، زرد زرد است! زرد اینجا، قرمز اینجا، سیاهى اینجا، پایش نارنجى، این كه حمد ندارد. آن تركیبى كه در این رنگها بهوجود آمده قابل ستایش است. آن تركیب مال چیست؟ مال مركب است، مال فاعل است. اینجاست كه مىگویند: ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ﴾ اصلاً جنس حمد مال خدا است، آن گلى كه بیرون میآید چیست؟ یك برگ گلى است كه شما اینطور بكنید له مىشود. تمام آنچه هست، علمى كه در عالم وجود دارد، فهمى كه در عالم وجود دارد، هر صفت كمالى كه در عالم وجود دارد، آن صفت كمالى رشحۀ ذات او است، بنابراین حمد اختصاص به ذات او دارد.
- . سوره حمد (1) آیه 2.

