اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۴۸

0
اسفار
اسفار

فصل(5) في أن واجب الوجود واحد برهان عرشی ص 136 ـ مباحث متفرقه

جلسه ۱۴۸

8
  • (آنچه را كه وجود بر او صادق است باید در جیب خودش بگذارد؛ هرچه مى‌خواهد باشد. این می‌شود واجب الوجود. یك سر سوزن نباید به كس دیگر بدهد. اینجا بخل اشكال ندارد. همه‌جا بخل اشكال دارد ولى در مسئلۀ واجب الوجود، واجب الوجود نباید از وجود خودش چیزى كم بگذارد، اگر كم بگذارد از خودش كم گذاشته است. لذا یك آیۀ عجیبى در قرآن هست که مى‌گوید: ﴿إِنَّ ٱللَهَ لَا يَغۡفِرُ أَن يُشۡرَكَ بِهِۦ وَيَغۡفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ﴾1 اینجا خدا نخواسته كوتاه بیاید، می‌گوید: هركارى مى‌خواهى بكنی بكن، هر گناهى می‌خواهى بكنی بکن.)

  • خلاصه از فرط تحصّل و كمال و حیثیّات كمالیّه‌اى كه به‌حسب وجود است بما هو وجود، یعنى تمام حیثیّات كمالیّه‌اى كه به وجود برمى‌گردد، این حیثیّات كمالیّه براى موجود است بما هو موجود؛ یعنى فقط به موجود برمى‌گردد نه به حیثیّات تعلیلیه و تقییدیۀ او. دیگر قرینى در وجود براى او نیست و مكافى‌ای براى او در وجود و فضیلت نیست، بلکه ذاتش به‌تنهایى واجب است كه مستند جمیع كمالات باشد و منبع همۀ خیرات باشد.»

  • و هذا البرهانُ و إن لم ینفَع للمتوسطین فضلاً عن الناقصین لابتنائِه علىٰ كثیرٍ مِن الأصولِ الفلسفیةِ و المقدماتِ‌ المطویّةِ المتفرّقةِ فی مواضعَ هذا الكتابِ لكنَّه عندَ مَن ارتاضَت نفسُه بالفلسفةِ یُرَجّحُ علىٰ كثیرٍ مِن البراهینِ الشدیدةِ القوّةِ.2

  • «(بعد مرحوم آخوند در اینجا یك مطلبى را اشاره مى‌فرمایند كه) این برهان اگرچه براى متوسطین نفع نمى‌دهد، چه برسد به ناقصین در فلسفه و حكمت؛ چون مبتنى بر بسیارى از اصول فلسفه و مقدّماتى است كه در مواضع این كتاب مطوى و متفرق است. (خیلى راجع به این بحث مى‌شود از كمالات وجود، صفات وجود و اعراض وجود، صرافت وجود، بسیط الحقیقة، قاعدۀ علیت و معلولیّت، تمام این مطالب را بیان مى‌كنند.) اما كسى كه نفسش به فلسفه ریاضت كرده و خو گرفته و انس گرفته و تربیت شده است ترجیح مى‌دهد به بسیارى از براهینى كه شدید القوة هستند كه این مسئله به مسئلۀ بساطت حقیقت وجود برمی‌گردد.»

    1. . سوره نساء (4) آیه 48. الله شناسى، ج ‌1، ص 203:
      «خداوند نمى‌آمرزد شركى را كه به او آورده شود، و غیر از آن را هر چه باشد براى هر كس كه بخواهد مى‌آمرزد.»
    2. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 136 ـ 137.