جلسه ۱۴۹
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها ص 137 فصل 6
جلسه ۱۴۹
6[وقتی که نور را تصور میکنید] نه اینكه ظلمت را دارید [در ذهن] مىآورید، وقتى كه شما دارید روز را تصوّر مىكنید، با نفس تصوّر روز دارید شب را از ذهنتان خارج مىكنید؛ نهاینكه هم روز را تصور مىكنید و هم شب را مصاحب با او در ذهنتان مىآورید، این جمع بین متناقضین است.
تلمیذ: اگر ضدین یا نقیضین باشد همینطور است، ولى اگر ضد و نقیض نباشد مثل ممكن و واجب براى وجود باشد، جمعشان ممكن است.
استاد: حالا این را هم عرض مىكنم كه چرا اینطور است. در مسئلۀ وجود، بیان و صحبت ما در این است كه در این نفس وجود، وجوب خوابیده است؛ بخواهید یا نخواهید. یعنى این یك كولهبارى است كه وجود روی دوش خودش گذاشته که هرجا برود این كولهبار را با خودش مىبرد. بخواهید یا نخواهید این وجوب با این وجود هست، چون همینكه ما مىگوییم: وجود، یعنى تصوّرُ الشیءِ الذى ـ چه بخواهیم و چه نخواهیم ـ نطرُدُ عنه كلَّ العدمِ. همۀ عدمها را از این وجود طرد كردیم، آنچه در این وسط باقى مانده است: حقیقةُ الّتى لا یتخلَّلُ فیه الأعدام. آن حقیقتى كه تمام جهات اعدام از او طرد شده ـ حالا وجود در عالم بهنحو كلّى و بهنحو سعى، نه بهنحو متشخَّص و نه بهنحو زید و نه بهنحو الله تعالى، هیچكدام؛ اصلاً نه وجود بهعنوان مبدأ اوّل كه او را فعلاً متعیّن فرض كنیم بهخاطر مماشات با خصم و نه وجود زید بهمعناى ممكن، هیچكدام از این دوتا مدّنظر نیستند. فقط آن وجود كلّى را مدّنظر قرار مىدهیم ـ آیا آن وجود كلّى براى ذات خودش واجب است یا باز ممكن است؟ دیگر نمیتوانیم بگوییم: ممکن است. وقتى كه یك وجود را در خارج بهنحو سعی تصوّر كردید، آیا حمل این وجود برای خودش واجب است یا ممكن است؟ اینکه ما وجود او را تصوّر مىكنیم و درعینحال عدم در او راه داشته باشد، این كه منافات دارد! منبابمثال الآن این لیوان در دست من است، درعیناینكه شما این را تصوّر مىكنید كه در دست من است آیا مىتوانید تصور كنید که این در دست بنده نباشد؟! این كه منافات دارد! این در دست من هست دیگر. یا منبابمثال در عین اینكه الان تصوّر مىكنید این كتاب را در جلوى من هست آیا مىتوانید تصور كنید که این كتاب در جلوى من نیست؟! این كه جمع بین متناقضین است و جمع بین متناقضین از ابده بدیهات است؛ هم جمعش از ابده بدیهیات است و هم رفعش از ابده بدیهات است.

