اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۵۰

0
اسفار
اسفار

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۵۰

5
  • فخر رازى در مسئلۀ جهات ثلاث تشكیكاتى را مطرح كرده‌اند، یكى را خواندیم كه راجع به این بود كه وجوب براى واجب الوجود نمى‌تواند وصف باشد، چون اگر وصف باشد باید معلول باشد، و معلول امكان ذاتى دارد و واجب الوجود منقلب به امكان ذاتى مى‌شود. این در بالا عرض شد.

  • مطلب دیگرى كه امروز مرحوم آخوند به آن اشاره مى‌فرمایند این است: نقیض وجوب، مى‌شود لا وجوب. لا وجوب یك امر عدمى است چون به‌عبارت دیگر «لا» دارد. ولى خب این چون «لا» دارد نمى‌تواند عدمى باشد. چون در مورد اعدام و ملكات هم خیلى از موارد مثل عماء و لا عماء، «لا» دارد و لیكن «لا» امر عدمى نیست. لا عماء عبارت است از همان بصر. ولى حالا در اینجا ایشان به‌عنوان نفى تلقّى كرده‌اند كه امرى عدمى باشد. وقتى كه امر عدمى شد خود وجوب، امر ثبوتى و وجودى مى‌شود.

  • و مطلب دیگرى هم كه بیان مى‌كنند این است که ایشان مى‌گویند: وجوب، عبارت از تأكد وجود است. وقتى كه یك وجود، وجود موكّد باشد، دیگر نمى‌شود امر عدمى باشد.

  • اشكالى كه از اینجا نشأت مى‌گیرد، شبهه‌اى است كه ما در بحث انتزاع وجوب از وجود مطرح كردیم. در مورد وجوب گفتیم كه آنچه در عالم اعیان هست، نفس الوجود و تشخّص الوجود است، ولى ما چیزى به‌نام وجوب یا امكان و یا امتناع در خارج نداریم. آنچه در خارج هست، یا وجودى هست یا اینكه نیست. اگر نیست پس عدم در آنجا حاكم است و اگر هست پس وجود در آنجا حاكم است. اینکه غیر از وجود، وجوبى هم در كنار او ببینیم، ما یك‌هم‌چنین چیزى را نمى‌بینیم. ولى ما در مورد اعراض و... مشاهده مى‌كنیم، من‌باب‌مثال مى‌بینیم كه یك زیدى هست ولى این زید قیامى دارد، یك موضوعى هست و این موضوع یك بیاضى دارد. خب بیاض را مى‌بینیم، سواد را مى‌بینیم، احمرار را مى‌بینیم، وضع را مى‌بینم، اینها مسائلى است كه در مورد اعراض هست و ما مى‌بینیم و مشاهده می‌کنیم، اما اینکه شما بخواهید چیزى به‌نام وجوب در خارج نشان بدهید یك‌هم‌چنین چیزى دیگر تحقق ندارد. وقتى كه تحقق ندارد، امر عدمى است.