جلسه ۱۵۱
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها
جلسه ۱۵۱
12و أنّ أحدَهما و هو الوجودُ الذی فی الهلیاتِ المركبةِ غیرُ الآخرِ و هو وجودُ الأعراضِ و الصورُ الحالّةُ و أنّ قولَنا: وجودُ «ج» مثلاً هو بعینِه وجودُه لـ«ب» معناه غیرُ معنى قولِنا وجودُ «ج» فی نفسه هو أنّه موجودٌ لـ«ب» و أنّ «ج» فی الأولِ لابدّ و أن یكونَ مِن الأمورِ الموجودةِ فی أنفسِها لا بالعرضِ بخلافِ الثانی و مَن لم یُحصِّلِ الفرقَ بینَ المعنیینِ تحَیَّرَ بل ربما یُسلِّمُ الفسادَ اللازمَ و التزَمَ و مَن حَقَّقَ الأمرَ یَعرِفُ أنّه قد یكونُ الشیءُ ممتنعَ الوجودِ فی نفسِه بحسبِ الأعیانِ ممكنَ الوجودِ الرابطیِ بالقیاسِ إلى الغیرِ.1
«و یكى از اینها آن وجودى است كه در هلیات مركبه است و آن غیر از وجود دیگرى است كه در هلیات بسیطه است كه وجود رابطى باشد. (در هلیۀ بسیطه بر نفس نعت، وجود حمل مىشود، اما در هلیۀ مركبه ارتباط بین نعت و موضوع اثبات مىشود.) که وجود اعراض در هلیات بسیطه است و صور حالّه. و اینكه مى گوییم: وجود جیم، بعینه وجود براى ب است، معنایش غیر معنایى است كه مى گوییم: وجود جیم فىنفسه عبارت از اعراض باشد که بعینه موجود براى ب است. وجود بیاض فىنفسه بعینه موجود براى قرطاس است، مسئله در اینجا فرق مىكند. (بهعبارتدیگر ما در اینجا وجود عرض را یك وجود فىنفسه گرفتیم، و آن وجود را براى آن معروض كه براى موصوف است مىدانیم. در بالاتر، وجود رابط را لحاظ كردیم كه معنا، معناى حرفى است.) و اینکه اول مىگوییم: وجود جیم باید از امورى باشد که بالعرض نباید موجود باشد، بهخلاف دوم كه در مورد هلیات بسیطه است. و كسى كه فرق بین دو جهت را بهدست نیاورد متحیر میشود و بلکه چهبسا فساد لازم پیدا مىشود و تسلیم شده ملتزم مىشود. و كسى كه معنی را بفهمد اینطور متوجه مىشود كه گاهى شىء ممتنع الوجود است فىحدنفسه، بهحسب اعیان، اما ممكن است كه یك شىء بالقیاس إلى الغیر وجودش وجود ممكن باشد، اما بهحسب اعیان ممتنع الوجود باشد كه اشكال ندارد.»
- . الحكمة المتعالیة، ج 1، ص 139.

