جلسه ۱۵۱
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها
جلسه ۱۵۱
9و مِن المشهوراتِ المسلّمةِ أنّ وجودَ الصفةِ فی نفسِها هو وجودُها للموصوفِ بها بعینِه.
«از مشهورات مسلم این است كه وجود صفت فى نفسها عبارت است از وجود این صفت براى موصوفش بعینه.»
این هم یك قاعدۀ دیگر است. ما دو قاعده داریم یكى «ثبوت شىء لشىءٍ فرعُ ثبوت مثبت له» است كه «یستلزم ثبوت الثّابت». یك قاعدۀ دیگر این است كه وجود صفت فىنفسه، بعینه وجود صفت براى موصوفش است، یعنى وقتى که شما مىگویید: «هذا الجسمُ أبیضٌ»، وجود ابیض فىحدّنفسه همان وجود او براى موضوع است. یعنى در اینجا موضوع ما تقسیم به دو شیء نشده که یكی كتاب و یكى هم بیاض باشد، بیاض پر زده و روى كتاب نشسته، دوباره از این كتاب پر مىزند و مىرود و در جاى دیگر مىنشیند؛ نهخیر، پر زدنى نیست. این كتاب یك أمر و یك وجود بیشتر در خارج ندارد و بیاضى كه الآن روى این كتاب هست عبارت از همان وجود خود كتاب فىحدنفسه است، نه وجود كتاب و وجود عبارات كتاب. وجود عبارات كتاب با بیاض فرق مىكند. یعنى چطور اینكه الآن این كتاب در خارج وجود دارد این بیاض را هم به ملكیت خودش درآورده و گفته: بیاض مال من است و من به كسى نمىدهم. شما وقتی ازدواج میکنید نمیگویید: این مال من است و به کسی دیگر نمیدهم؟! این کتاب هم این بیاض را مال خودش کرده، نهاینکه بین او و این بیاض جدایی انداخته، خدا نکند جدایی بیفتد! گفته: این کتاب مال من است و این بیاض را به کسی نمیدهم تا اینكه یك قاهرى بیاید و این بیاض را از من بگیرد، آن یك مطلب دیگرى است. آنوقت این وجود بیاض فىنفسه ـ چون بیاض، وجود فىنفسه دارد. اگر وجود فىنفسه نداشت ما حكم بیاضیت نمىكردیم ـ همان وجود بیاض براى كتاب است، دیگر دو وجود نیست که یك بیاض داشته باشیم و به آن اشاره كنیم و بگوییم: «هذا بیاضٌ» و یك بیاض هم مال كتاب داشته باشیم و بگوییم: «هذا بیاضُ الكتاب» این را نداریم. یك بیاض در خارج داریم كه همان وجود خودش بعینه وجود براى این كتاب است.

