اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۵۱

0
اسفار
اسفار

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۵۱

2
  • اختصاص داشتن مراتب تشکیک به کیفیت و نحوۀ وجود

  • استاد: نه، این به مرتبۀ وجود نیست. این مطلب ایشان به او كارى ندارد، این به كلیۀ مسائل برمى‌گردد. یعنى این جهات ثلاث، ضرورت و امتناع و امكان، نسبت به موضوعات آنها كار دارد؛ حالا اینکه چه موضوعى براى محمول هست یا نیست به او كارى ندارد. حالا هر محمولى مى‌خواهد باشد؛ چه این محمول، محمول وجوب بالغیر داشته باشد یا ضرورت بالغیر یا ضرورت ذاتى داشته باشد. فرقى نمى‌كند، این اشكال فخر رازى بر هر دوی اینها برمى‌گردد. ما نمى‌توانیم ضرورت را فقط به وجوب واجب الوجود بزنیم كه منظور او تأكّد در وجود است. و مطلب مرحوم سبزوارى هم از همین باب است كه در آنجا مسئلۀ تأكّد وجود را به‌معناى استقلال ذاتى آن ماهیت از علت خود به‌حساب مى‌آورند، آن را تأكّد وجود مى‌گویند. والاّ نفس شدت نوریه که موجب ضرورت تحقق النور نیست. تحقق ماهیت نوریه که به‌معناى هویت خارجى نوریه است، از آن انتزاع عنوان وجوب بشود. در همان مرحلۀ نازله هم انتزاع عنوان وجوب بدون تأكّد وجوب مى‌شود. یعنی این عنوان وجوب از باب تشكیك نیست، مثل كیفیات نیست که من‌باب‌مثال قرمزى و صورتىِ متمایل به اشتداد را قرمزى مى‌گویند تا برسد به یك رنگى كه از قرمزى به سیاهى متمایل می‌شود به آن هم مراتب تشكیك مى‌گویند، نه این‌طور نیست. این مثل خیسى و ترى مى‌باشد. حالا اگر یك لیوان آب اینجا بریزد خیس مى‌شود، اگر شما یك حوض هم اینجا بریزید باز خیس مى‌شود. مسئله این نیست كه بیشتر خیس مى‌شود یا كمتر خیس مى‌شود. یا مثلاً كتاب، كتاب است حالا چه كتاب صد صفحه‌اى باشد كتاب است و چه كتابى مثل المنجد باشد كه دو هزار صفحه دارد این‌ هم كتاب است. تشكیك در این مسائل نیست. تشكیك در موارد خاص است. همین‌طور انتزاع جهات ثلاث، از حمل محمولات بر موضوعات خودشان هم قابل تشكیك نیست. یعنى در انتزاع یك شى‌ء و در حمل بین محمول و موضوع، یا متصف به امتناع است یعنى امتناع خارجى است، یا متصف به امكان است یا متصف به ضرورت و وجوب است. و ضرورت و وجوب و امكان که قابل تشكیك نیستند. ماهیات متصف به امكان هستند. حالا ما بگوییم كه امكان در یكى كم است و در یكى بیشتر است، این كم بودن و زیاد بودنِ امكان، به خود ماهیت برنمى‌گردد، چون ماهیت مشكك نیست و از مقولات مشككه نیست. و همین‌طور اوصافى كه بر خود ماهیت مِن حیث هى برمى‌گردد نه به‌لحاظ وجود، اینها هم قابل تشكیك نیستند. مثل اینكه زوجیت براى اربعه قابل تشكیك نیست، زوایاى ثلاث براى مثلث قابل تشكیك نیست. آنچه قابل تشكیك است فقط عبارت از كیفیت وجود و نحوۀ وجود آنها است که قابل تشكیك هستند، یعنى وقتى كه در وجود خارجى مى‌خواهد تحقق پیدا بكند قابل تشكیك است. شما یك مثلث را به اضلاع 15 سانت در جلوی خود نقش ببندید، این یك مثلث است، یك مثلث هم كه هر ضلعش 5/1 متر باشد این هم یك مثلث است. در اوصافى كه مترتب بر خود ماهیت مثلث است تشكیك راه ندارد، اما این مثلث اگر بخواهد در وجود خارجى تحقق پیدا بكند قابل تشكیك است، چون كم مشكك است و از مقولات مشكك كم است كه كم و زیاد برمى‌دارد. كیف هم كم و زیاد برمى‌دارد. بنابراین تشكیك به‌لحاظ وجود است. و وجوب كه تأكّد وجود است، از جهات ثلاث براى حمل محمولات در قضایاى مركبه، براى موضوعات خودشان مى‌باشد. یعنى در قضایاى مركبه ـ نه در هلیۀ بسیطه‌ بلکه در هلیۀ مركبه ـ وقتى كه بخواهید یك محمولى را بر موضوعى حمل كنید، خواهى‌نخواهى و چه بخواهید یا نخواهید، یكى از این جهات ثلاث از آن انتزاع مى‌شود؛ یا امتناع است مثل اینكه بگویید: شریكُ البارى موجودٌ، وجود براى شریك البارى ممتنع است، یا اینكه امكان است مثل اینكه بگویید: الشجرُ موجودٌ، یا اینكه وجوب است مثل اینكه بگویید: الله موجودٌ، هر كدام از این سه‌تا جهاتى دارد كه این جهات، لازمۀ حمل محمولات براى موضوعات‌ خودشان است. حالا به‌لحاظ خارج، آن وجود درخت، یا نهال است یا یك درخت سه هزار ساله است كه به‌لحاظ خارج قابل براى تشكیك است، اما به‌لحاظ نفس ماهیت این‌طور نیست.