اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها ص 139 سطر اول

جلسه ۱۵۲

توضیحات:

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها ص 139 سطر اول

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۵۲

10
  • «[سازش اتفاقی:] آن كه مشهور است از حكماء مشائیین، اتباع معلم اول، ارسطو كه حكم به وجود این معانى عامه كردند که مفاهیم ثانى فلسفى هستند مثل وجوب، امكان، علیت، تقدم، تأخّر، نظایر اینها مانند نوعیت و فصلیت و جنسیت، به اینكه اینها مخالف اقدمین از حكمای رواق هستند، یعنى حكماء اشراقیین. اینها فرمودند كه وجود این معانى به‌ملاحظۀ عقل و انتزاع عقل است نه به‌ملاحظۀ تحقق خارجى‌شان. منشأ این مسئله و این اختلاف این‌گونه است كه ما بیان كردیم و وقتى که تفتیش و تحقیق كنیم مى‌بینیم تخالفى بین دو رأى نیست، چون وجود خارجى این اوصاف و مفاهیم عبارت است از اینکه موجودات عینى متصف به این هستند، نه‌اینكه خود آن وصف هم در خارج هست.»

  • یعنى در عالم اعیان، موجوادت عینیه، موجوداتى كه‌ موضوع براى این قضیه هستند اینها متصف به این مسائل هستند. من‌باب‌مثال مى‌گوییم: «زیدٌ ممكنُ الوجود» یا «اجتماعُ النقیضین ممتنعٌ» یا «اجتماعُ الضدیّن ممتنعٌ» یا «الفصلیّةُ فى الخارج موجودةٌ» یا «زیدٌ صنفٌ مِن الانسان» یا «زیدٌ جزئىٌ مِن الانسان» یا آن افرادى كه كاتب هستند «صنفٌ مِن الانسان»، این صنفیّت و این جنسیّت و این حیوانیت، همۀ اینها از اوصافى هستند كه این اوصاف بر موضوعات عینى حمل مى‌شوند ولى خودشان وجود خارجى ندارند.

  • تلمیذ: منكرین، آنها که منکر ممکن در خارج هستند، اتصاف را انكار نكردند، لذا صلحشان به این نحوه معلوم نیست چگونه است!

  • استاد: نه، اینها مى‌گویند: این اوصافى را كه شما بر محمولات حمل مى‌كنید مثل امكان و وجوب و عینیت و فصلیّت و نوعیت و تقدّم و تأخر، اینها اصلاً نحوۀ وجود ندارند.

  • تلمیذ: قبول دارم که زید ممکن است ولی آیا این امكان در خارج غیر از اتصاف، چیز دیگرى مابازاء آن هست یا نه؟

  • استاد: این حرف را درقبال آن كسانى مى‌زنند كه مى‌گویند: بعضى از اشیاء و اوصاف در خارج وجود دارند اما ما ادراك آنها را نمى‌كنیم؛ مانند آن دعوا و اختلافی كه بین وحدت جنس و فصل در خارج یا تعدد آنها بینمان بود که ما اتحاد آن را اتحاد انضمامى در خارج مى‌دانستیم، یا اینكه اتحاد اینها را اتحاد عینى مى‌دانیم. در آنجا صحبت از این هست كه بین جنس و فصل، یعنی ماده و صورت خارجی انضمام هست، تركیب است، منتها چشم ما قادر به حلّ این دو قضیه و تقسیم این دو قضیه نیست. چطور اینكه شما شكر را در آب مى‌ریزید و تركیب مى‌كنید و بعد هم چشم شما شكر را دیگر تشخیص نمى‌دهد، هرچه هست یك مایع زلال مى‌بیند. صورت و فصل، صورت و ماده هم در خارج به همین كیفیت هستند و جنس و فصل هم در خارج همین‌طور هستند، یعنى دو امر مى‌آیند و با هم منضم مى‌شوند و شما نمى‌توانید تشخیص دهید، ولى در خارج دو امر هست.

/ 260