جلسه ۱۵۲
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها ص 139 سطر اول
جلسه ۱۵۲
11بهقول حكیم سبزوارى و عدهاى دیگر كه مىگویند: اصلاً در خارج یك امر واحد بیشتر نیست، این در قبال آن است.1 حالا ما مىخواهیم بگوییم: آیا اختلاف اینها از قبیل وحدت صورت و ماده بهنحو انضمام است یا بهنحو عینیت است؟ یا نه، اینها با هم اختلاف آنچنانى ندارند؟ حكمای رواقیین كه تابع افلاطون مىباشند، اینها قائلاند كه امكان، یك امر عینى خارجى نیست یعنى شما نمىتوانید بهعنوان أنّه موجودٌ فى الخارج بگویید: «الامكان موجودٌ» «التقدم و التاخر موجودٌ». اعتباریات را نمىتوانید بهعنوان امور موجوده در خارج ببینید، منتها حلالزاده و غیر حلالزاده آن معانی را در خارج نمیبینند، چون وجود ندارد. حكمای مشاء مىگویند: نه، وجود دارد، بهخاطر اینكه اگر وجود نداشتند شما در قضایاى هلیۀ مركبه بین موضوع و محمول وفاق ایجاد نمیكردید و از پیش خود همینطور حرف نمیزنید! خب چرا محمول دیگرى را براى موضوع انتخاب نمیكنید؟! اینكه محمول را به این خصوص براى موضوع ایجاد مىكنید، بهخاطر این است كه نسبتى را در این مىبینید حالا با چشمتان نمىبینید بالاخره با عقلتان وجود آن را احساس مىكنید.
مرحوم صدرالمتألهین مىفرماید: اگر قرار بر این باشد پس اینها با هم اختلاف ندارند. او نمىگوید: هیچ نحوۀ وجودى در خارج ندارد بلکه مىگوید: وجود عینى مانند وجود نعتى كه با این چشم ببینیم كه این بیاض الآن جلو چشممان هست و این بیاض عارض بر این فرش شده است، اینطور نیست. اما ارتباط بین آنها را از حمل بیاض و حمل آن نعت بر ناعت انتزاع مىكند كه اگر به این كیفیّت باشد این اشكال ندارد.
و قد درَیتَ أنّ الوجودَ الرابطَ فی الهلیةِ المركبةِ الخارجیةِ لا یُنافی الامتناعَ الخارجیَ للمحمولِ. فعلىٰ ما ذكَرناه یُحمَلُ كلامُ أرسطو و أتباعِه فلا یُرَد علیهم تشنیعاتُ المتأخرینِ سیّما الشیخُ المتأله صاحبُ الإشراقِ.2
«و متوجه شدید كه وجود رابط در هلیۀ مركبۀ خارجیه منافات ندارد كه در خارج براى محمول ممتنع باشد. (یعنى محمول این امتناع را مىپذیرد، به جهت اینكه محمول از آن مفاهیمى كه قابل تحقق در خارج باشد نیست، مثل امکان.) بنابراین كلام ارسطو و اتباعش كه مىگویند: اینها وجود خارجى ندارد، بر این حمل مىشود كه ربط و انتسابی چطور در هلیۀ مركبه بود، ما این وجودات انتزاعیه را یك نحوۀ از همان معانى حرفى مىدانیم كه وجود اینها همان وجود فىغیره است؛ یعنى وجود در غیر موضوع و محمول است. [پس خردهگرفتن متأخرین مخصوصاً جناب شیخ متأله صاحب کتاب اشراق بر آنان وارد نیست.]»
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 139، تعلیقۀ دوم.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 139 ـ 140.

