جلسه ۱۵۲
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها ص 139 سطر اول
جلسه ۱۵۲
6جمع بین قول مشائیین و رواقیین در وجود جهات ثلاث
مرحوم صدرالمتألهین در اینجا به یك مسئلهاى اشاره مىكنند و آن مسئله عبارت از جمع بین دو قول است كه از یك طرف حكماء رواقیین هستند كه قائل به عدم وجود و تحقق جهات ثلاث در خارج بودند و قائل به عدم عقود و مواد قضایا در خارج بودند و مىگفتند كه اینها جنبۀ خارجى ندارد و صرفاً ذهنى هستند و وجود خارجى بر اینها صدق نمىكند. از آن طرف حكمای مشاء و طرفداران ارسطو كه قائل به وجود و ثبوت آنها بودند. در جمع بین این دو مسئله مرحوم صدرالمتألهین مىفرماید: كه اگر ما در آن مطالبى كه گفتیم بخواهیم قضاوتى كنیم، باید بگوییم که هردوی اینها اختلافى با هم ندارند. رواقیّین كه مىگویند: اینها وجود خارجى ندارند همان وجود رابطى آنها مورد نظر است كه وجود فىنفسه باشد. و اما مشائیین كه مىگویند: اینها تحقق خارجى و ثبوت خارجى دارند، تعبیر به وجود رابط مىآورند؛ چطور اینكه وجود رابط در خارج هست ولى رابطى در خارج نیست، فىنفسه نیست، اینها وجوداتى در خارج هستند ولى وجود آنها همان وجود فىغیره براى موضوع و ارتباط بین موضوع و نسبت بین موضوع و محمول است. بنابراین اختلافى هم در اینجا وجود ندارد و اشكالى كه شیخ اشراق بر مشائیین مىگیرد كه قائل به وجود و تحقق و ثبوت خارجى هستند این اشكال در جاى خودش صحیح نمىنماید. دو مطلب دیگر را مرحوم آخوند ذكر مىکنند و ادامه مىدهند که اگر وقت باشد بیان میکنیم.
و الجوابُ: یُستفادُ ممّا سَبَقَ مِن الفرقِ بینَ معنَیی الوجودِ الرابطی و أنّ أحدَهما و هو الوجودُ الذی فی الهلیاتِ المركبةِ غیرُ الآخرِ و هو وجودُ الأعراضِ و الصورُ الحالّةُ و أنّ قولَنا: وجودُ «ج» مثلاً هو بعینِه وجودُه لـ«ب» معناه غیرُ معنى قولِنا وجودُ «ج» فی نفسه هو أنّه موجودٌ لـ«ب» و أنّ «ج» فی الأولِ لابدّ و أن یكونَ مِن الأمورِ الموجودةِ فی أنفسِها لا بالعرضِ بخلافِ الثانی و مَن لم یُحصِّلِ الفرقَ بینَ المعنیینِ تحَیَّرَ بل ربما یُسلِّمُ الفسادَ اللازمَ و التزَمَ و مَن حَقَّقَ الأمرَ یَعرِفُ أنّه قد یكونُ الشیءُ ممتنعَ الوجودِ فی نفسِه بحسبِ الأعیانِ ممكنَ الوجودِ الرابطیِ بالقیاسِ إلى الغیرِ.

