اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها ص 139 سطر اول

جلسه ۱۵۲

توضیحات:

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها ص 139 سطر اول

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۵۲

9
  • شما این اشكال را دفع مى‌كنید به آنچه تحصیل كردید كه لازم نمى‌آید از اینكه شما بر شیئى حكمى به مفهومی [به‌حسب اعیان بار] كنید؛ به اینكه این مفهوم واقعاً در اعیان وجود داشته باشد.»

  • من‌باب‌مثال حالا كه شما حكم بر ریاست می‌کنید به اینكه مثلاً «زیدٌ رئیسٌ»، لازمه‌اش این است كه ریاست در خارج وجود داشته باشد، حالا ریاست را نشان بدهید ببینیم! یا اینکه مثلاً بگویید: «اینها طائفه‌ و گروهى هستند»، آن كه ما در خارج مى‌بینیم زید و عمرو و بكر است، گروه نمى‌بینیم! این مسئله و این انتزاعاتى را كه شما بر اشیاء حمل مى‌كنید دلیل بر این نیست كه یك صورت عینى در خارج هم داشته باشند، اینها یك انتزاعاتى هستند كه به‌واسطۀ ارتباطاتى كه این اشیاء با هم در خارج دارند نفس مى‌آید و یك وصف را انتزاع مى‌كند. اما نه‌اینكه در خارج یك صورت عینى داشته باشند. آن كه ما گروه را مى‌بینیم، تك تك افراد هستند، غیر از این چیز دیگرى نیست.

  • و أیضًا یجری هذا الاحتجاجُ فی الامتناعِ و لیس لامتناعِ الممتنعِ صورةٌ فی الأعیانِ فالحَلُّ ما ذكَرناه‌.

  • «و مطلب دیگرى كه پیش مى‌آید به‌عنوان جواب نقضى است که در امتناع هم این‌طور مى‌آید. براى‌ امتناعِ ممتنع، یك صورت در اعیان خارجى نیست.»

  • وقتى كه شما حمل مى‌كنید و مى‌گویید: این ممتنع الوجود است، بالاخره آیا این وصف امتناع را بر این موضوع حمل مى‌كنید یا حمل نمى‌كنید؟! اگر حمل مى‌كنید پس نشان بدهید! این امتناع در اینجا چه صورت خارجى باید داشته باشد؟! پس از آنجایى كه قضایاى ما نباید خالى از این دوتا باشد، اگر امتناع را خارج كردید پس یا مسئله باید امكان باشد و یا باید واجب باشد. پس قضیۀ ما از قضیۀ سالبه و قضیۀ ممتنع، متبدّل به قضیۀ ثبوتیه مى‌شود. این هم اشكال دیگر و نقض دیگرى كه در اینجا وارد مى‌شود.

  • تصالحٌ اتفاقیٌ:

  • إنّ ما اشتَهَرَ مِن الحكماءِ المشائین أتباعَ المعلمِ الأولِ مِن الحكمِ بوجودِ هذه المعانی العامةِ كالوجوبِ و الإمكانِ و العلیةِ و التقدّمِ و نظائرِها و أنّهم یُخالفونَ الأقدمینَ مِن حكماءِ الرّواقِ حیثُ قالوا بأنّ: نحوَ وجودِ هذه المعانی إنّما هو بملاحظةِ العقلِ و اعتبارِه فمنشأُ ذلك ما حقّقناه و فی التحقیقِ و عند التفتیش لا تَخالُفٌ بینَ الرأیین و لا مناقضةَ بینَ القولین فإنّ‌ وجودَها فی الخارج عبارةٌ عن اتصافِ الموجوداتِ العینیةِ بها بحسبِ الأعیانِ.

/ 260