اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۵۲

0
اسفار
اسفار

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها ص 139 سطر اول

جلسه ۱۵۲

3
  • البته با آن اشكالى كه قبلاً در مسئلۀ وجود رابط مطرح كردیم، صرف نظر از آن اشكال بنا بر مشى قوم، ما در وجود رابط یك موضوعى داریم که مثلاً زید اینجا هست و یك محمولى هم داریم، زیدٌ قائمٌ. حالا مى‌خواهیم این محمول را بر موضوع حمل كنیم، همین‌كه مى‌خواهیم بر موضوع حمل كنیم، یعنى یك ربطى بین محمول و موضوع ایجاد كنیم. این ربطى كه ایجاد مى‌كنیم آیا از پیش خود آورده‌ایم یا از خارج فهمیده‌ایم؟ مى‌گوییم: از خارج است. ایشان قائم بودند و حالا قائد شدند، ایشان قائد بودند و حالا كاتب شدند، ایشان كاتب بودند و حالا شاعر شدند. پس انتساب این موضوع به این محمول، اسم این نحوۀ انتساب را نحوۀ وجود رابط مى‌گذاریم. كه بنا بر اصطلاح صدرالمتألهین یكى از دو معناى وجود رابطى است. چون مرحوم صدرالمتألهین هرگونه انتزاع و هرگونه محمولى را صرف نظر از تعین خارجى آن موضوع، به‌معناى وجود رابطى گرفته‌اند. منتها وقتى که وجود رابطى را دو قسم مى‌كنند، یك قسمش را به كیفیتى قرار مى‌دهند كه وجودى است که اطلاق فى‌نفسه بر آن مى‌شود و انسان مى‌تواند از آن به‌عنوان كان تامه و هلیۀ بسیطه تعبیر بیاورد، مانند «القرطاسُ ابیضٌ» ما مى‌توانیم بیاض را به‌عنوان هلیۀ بسیطه بگوییم: «هل البیاضُ موجودٌ؟» یا «كان البیاضُ موجودًا» به‌عنوان كان تامه، تعبیرى از این وجود بیاوریم. اما شما نمی‌توانید از این ارتباطِ بین «قرطاس بیاض است» با كان تامّه تعبیرى بیاورید. چطور می خواهید تعبیر بیاورید؟! چطور مى‌خواهید بگویید: ارتباط بین موضوع و محمول در عالم خارج وجود دارد؟! این نمى‌شود! در اینجاست كه ما باید یك كان ناقصه استخدام كنیم، باید هلیۀ مركبه را استخدام كنیم تا به این واسطه بتوانیم منظور خود را بفهمانیم. یعنى بگوییم: ارتباطى كه بین‌ قرطاس و بیاض موجود نبود، الآن این ارتباط هست؛ مثلاً مى‌گوییم: «الآن كان القرطاسُ ابیضًا» این بیاضیتى كه شما بر قرطاس حمل مى‌كنید و این ارتباطى را كه به وجود مى‌آورید، این ارتباط یك امر خارجى است، ولى امرش فى‌غیره است؛ اصلاً وجود فى‌نفسه ندارد. وجود او عین وجود فى‌غیرۀ در محمول و در موضوع است. مثل معانى حرفیه كه اصلاً وجود فى‌نفسه ندارند، وجود آنها عین وجود فى‌غیره است و از وجود فى‌نفسه اصلاً برخوردار نیستند، معناى ربطى بین موضوع و محمول در قضایاى خبریه هم وجود آنها وجود رابط است و اصلاً وجود فى‌نفسه ندارند، بلكه وجود آنها وجود فى‌غیره است. برخلاف قسم دوم كه وجود رابطى است، و در وجود رابطى وجود نعتى است و ما در وجود نعتى مى‌توانیم آن را به‌عنوان یك مسئلۀ مستقل ذكر كنیم.