جلسه ۱۵۲
5روىاینحساب این امكان هم جزء امور انتزاعى است كه ذهن آن امر انتزاعى را از مابازاء خارجی بهدست مىآورد. لذا در باب نكاح شما مىبینید آنچه كه عاقد انجام مىدهد، این است که در ذهن و نفس خودش دستكارىهایى انجام مىدهد. مخدره و عروس خانم اینجا نشسته و چادرش هم روى سرش انداخته و دل در دلش نیست كه زودتر آقا بیاید و این عقد را بخواند، آقا پسر هم نشسته و دست كمى از او ندارد! حالا این عاقد نگاه به حال زار اینها میکند و میگوید: کاری کنیم که اینها از حال زار دربیایند!! هم آنها خودشان میدانند که یک مسئلهای باید انجام بشود و هنوز نشده و هم اینها میدانند. والا اینطور که نبودند، راحت و بیخیال مینشستند و پا روی پا میانداختند! اما اینكه حال انتظار دارند، بهخاطر این است که یک چیزی در دلشان دارد خلجان مىكند و آن یك نحوه ابتعادی است كه آن ابتعاد بهواسطۀ عدم تحقق یك مسئلۀ وجدانى است. این را دارند احساس میکنند. این آقای عاقد هم این را میداند و لذا مدام مسئله را بالا و پایین میکند! بعضیها هستند که یک چیزی از این میگیرند و یک چیزی از آن میگیرند، میگویند: شیرینی ما یادتان نرود! آن بیچارهها هم برای اینکه برسند میدهند! دیدید که شب عروسی طرف مدام میآید و پول میگیرد و داماد هم میدهد. لذا میگویند: شب عروسی خوب میشود تیغ زد! یکی اسپند میآورد پول میگیرد، قصاب میآید انعام میگیرد، آن یکی گل میآورد پول میگیرد، خلاصه هرچه در جیبش هست میدهد! آنجا بخشنده است! این معناى نفسى عبارت از همان كیفیتى است كه عاقد در نفس خود بهوجود مىآورد. و با بهوجود آوردن آن كیفیت، زن و شوهر كه قبلاً زن و شوهر نبودند وقتى كه مىبینند چنین مسئلهاى انجام شد آنها هم این معنی را در نفس خودشان احساس مىكنند. پس این یك منشأ خارجى دارد! اینطور خیال نكنید كه فقط یک امر انتزاعى و خارجى است! آن تعبیر مرحوم علامه طباطبائی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ را در اینجا عرض کردیم. این بحث در اینجا تمام مىشود.

