جلسه ۱۵۴
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها
جلسه ۱۵۴
12ایشان مىگویند: این روضه چیست که مىخوانید؟! این روضه از چهارده معصوم هم گذشت! بعضى مىآمدند و در بالاسر مىنشستند و یك روضه از حضرت علىاصغر میخواندند، بعضى مىنشستند و روضۀ چهارده معصوم علیهمالسلام مىخواندند از پیغمبر مىگرفتند تا امام زمان. مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ مىفرمودند:
گاهى ما بالاسر مىآمدیم که مباحثه بكنیم مىدیدیم که طرف دارد روضۀ چهارده معصوم مىخواند. فعلاً به امام صادق رسیده (مىفرمودند:) بحث مىكردیم بعد مىآمدیم و مىدیدیم به امام نهم رسیده، خلاصه یك صبح تا ظهر شروع مىكرد تا امام زمان را میخواند كه پیرزن یهودى با هاون بر سرش مىزند و كشته مىشود (که معلوم نیست روایاتش چیست) ختم مىكرد!
ایشان مىگویند: این حرفها چیست؟! آن تسلسلى را باطل مىگویند كه یك امرى خودش مولّد امر دیگرى در خارج باشد؛ این باطل است. اما تسلسل لا یقفى كه از امور ذهنیه و از قضایاى ذهنیه است مثل اعداد و غیر اعداد، این كه باطل نیست! اعداد هم به اعتبار عقل تمام مىشود، مثلاً شما عدد را مىشمارید یك، دو، سه، چهار، یک میلیون و یک میلیارد هرجا خسته شوید مىایستید دیگر. طورى نیست این كه باطل نیست، خسته نشدید باز ادامه بدهید، كسى جلوى شما را نگرفته! اگر واقعاً آنقدر بیكارید كه نه زن و بچهای دارید و فقط بنشینید اعداد را بشمارید، یك را بگذارید و بعد یك طناب دستتان بگیرید و بروید و صفر بگذارید و تا تهران بروید و ورامین بروید و گرمسار بروید و تا شمال بروید، به هر جا رسیدید این عدد را ادامه بدهید، كسى جلوى شما را نمىگیرد! این مال آدمهاى بیكار است! و در هرجا كه خسته شدید مىگویید: خسته شدم! مىگوییم: بر سر جاى اول خودت برگرد! اما آن تسلسلى كه باطل است این است كه یك شىء خارجى از نقطهنظر علیت و معلولیت، یا ازنقطه نظر مفهوم، یك مفهومى بر مفهوم دیگر مترتب باشد یا یك امر خارجى بر امر دیگر مترتب باشد؛ این باطل است. اما در اینجا شما قضیۀ اول را درست كردید، در قضیۀ اول حمل بین زید و ممكن بالوجوب است. ما كارى با قضیۀ دوم نداریم واجب است دیگر. حالا خودتان یك قضیۀ دیگر درست مىكنید، خب دندهتان نرم، نكنید، كسى گردن شما را نگرفته كه حتماً آن وجوبى كه بین امكان و زید است آن وجوب را موضوع قرار بدهید و یك محمول دیگر برایش درست كنید و بگویید: بین آن هم یكى از جهات ثلاث هست! خب نكنید! اگر بیكارید عیب ندارد اما اگر بیكار نیستید، به مسائل دیگر بپردازید. این هم جوابى كه مرحوم آخوند به این قضیه مىدهند.

