جلسه ۱۵۴
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها
جلسه ۱۵۴
9یكى از اشكالاتى كه بر این مواد ثلاث شده، مسئلۀ لزوم تسلسل است درصورتىكه امكان را از معانى عقلیه قرار بدهیم. در امكان، بحث بر سر این است كه امكان یك مفهومی است كه این مفهوم وجود خارجى ندارد فقط وجود ذهنى دارد. یعنى امكان، منظورٌالیه نیست بلکه منظورٌبه است. در بعضى از مفاهیم كه مفاهیم عقلى هستند و كاربرد خارجى دارند، عقل این مفاهیم را بهعنوان آلات و وسیلۀ براى بیان یك مفهوم اخذ مىكند، و اینها حكم واسطه دارند؛ واسطۀ در تبیین یك مفهوم و واسطه در وصول به یك مفهومى در قضایاى عقلیه، مانند معانى حرفیه. منبابمثال «مِن» معناى ابتدائیت دارد، ولكن اگر شما بخواهید «مِن» را در یك قضیۀ خارجى استعمال كنید این «من» یك معنایی را بهدست مىدهد و آلتى است براى فهماندن یك معنی كه آن معنی، معناى خارجى و مستقل در خارج است مثل «سرتُ مِن البصرة إلى الكوفة». «من» در اینجا آلت است، یعنى منظورٌبه است. بهواسطۀ «من» ما آن معناى ابتدائیتى كه در مفهوم بصره و در ارتباط بین بصره و كوفه هست و همان معناى انتهائیّت را متوجه مىشویم. در اینجا «من» كه حرف است، آلت و وسیلۀ براى تفهیم این معنی است که پیش عقل بهكار گرفته شده است. حالا اگر عقل آمد و در «مِن» معناى خود ابتدائیت را اخذ كرد، دیگر از آلیت بیرون مىآید. یعنى اگر گفتند كه «من» براى چه مىآید؟ مىگوییم: «من» براى ابتدائیت مىآید. «من» در اینجا مىشود منظورفیه و منظورٌالیه. یعنى در اینجا ما به خود «من» و وضع «من» در لغت و در جعل و در اینكه براى چه بهكار برده مىشود توجه مىكنیم، نهاینكه صرف نظر از این بیاییم و «من» را در جمله بهكار ببریم. الان دیگر در اینجا «من» را در جمله بهکار نبردیم.
یك مثال دیگر مىزنم، مىگویند: مبتدا باید اسم باشد. خبر مىتواند هم اسم باشد و هم فعل باشد. ما با دو اسم مىتوانیم جمله بسازیم، با یك فعل و یك اسم هم مى توان جمله ساخت ولى با حرف نمىتوان جملهاى ساخت، چون حرف معناى استقلالى ندارد. منبابمثال مىگوییم: «زیدٌ لیس بقائمٍ»، این «باء» كه در بقائم هست در اینجا هیچ معنایى غیر از معناى ربط ندارد. یا منبابمثال «سرتُ مِن البصرة» این «من» در اینجا هیچ معنایى ندارد. ولى اگر آمدید و «من» را تعریف كردید، اگر از شما سؤال كردند: «”مِن“ ما هو؟» «من» چه كلمه است؟ «أىُّ مفهومٍ یرادُ مِن ”مِن“؟» شما مىگویید: «مِن للابتدائیة». الان «من» در اینجا مبتدا واقع شده است، به این علت كه در اینجا «من» منظورٌالیه است، دیگر آن جنبۀ آلى و وسیله بودن براى ربط بین موضوع و محمول را ازدست مىدهد. الآن معنی، معناى استقلالى است و مفهوم فىنفسه پیدا مىكند. «من» براى ابتدائیت است. ما خبر دادیم «من» مبتدا و «للإبتدائیة» خبر است. در اینجا ما خبر دادهایم، و این معنی، معناى مستقل شده است.

